تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 550

مساهمون:

ص٥٥٠
فاصلهء زمانى دور باشد . ( 1 ) بنابراين مجموعهء علائم را مىتوان به چهار گروه تقسيم كرد : اوّل : آنهائى كه در برنامه‌ريزى الهى داخل و نزديك زمان ظهور مىباشند ، مانند قتل نفس زكيّه ؛ اگر دليل نقلى آن ثابت شود . دوم : آنها كه در برنامه‌ريزى داخل و دور از زمان ظهورند ، همچون وجود دولت بنى عبّاس و جنگهاى صليبى . سوم : امور تكوينى نزديك به زمان ظهور ، همچون كسوف و خسوفى كه بدان اشاره شد . چهارم : امور تكوينى دور از زمان ظهور ، همچون پيدايش آبهاى جارى و سيلابها ، و هجوم گروههاى ملخ و قحطى و خشكسالى در دوران غيبت كبرى . بررسى دقيق دربارهء خود اين علائم از يك طرف و از طرف ديگر ارتباط و وابستگى اينها با ظهور و اينكه به چه جهت اينها را به عنوان علامت ذكر كرده‌اند در اينجا لازم و ضرورى است . ( 2 ) امّا علائمى كه بطور عموم مربوط به برنامه‌ريزى الهى است ، از آنجا كه واضح است كه هدف اين برنامه‌ريزى آماده ساختن و زمينه‌سازى دوران ظهور است ، از اين جهت وقتى يك انسان اين مطلب را فهميد و روش اين برنامه‌ريزى را دانست ، مىتواند بفهمد كه كداميك از اين رويدادها مربوط به ظهور است و كداميك مربوط نيست ، و حوادثى كه بار مقدّماتى ظهور را دارا است و زمينه‌ساز ظهور حضرت بقيّة اللّه مىباشد از نظر انديشهء يك انسان متفكّر بناچار همگى جزو نشانه‌ها و كاشف از روز ظهور خواهد بود . ( 3 ) و اين علامت با قواعد عمومى اوليّه مطابق بوده و مىبايست آن را پذيرفت ؛ چه اينكه در روايات آمده باشد يا نيامده باشد ، زيرا با دليل و برهان صحّت برنامه‌ريزى الهى را فهميديم و اين خود يك مزيّت و ويژگى است در اين گونه روايات نسبت به ديگر روايات . بعلاوه كه در احاديث هم عملا نقل شده و شامل اخبار و رواياتى است كه دالّ بر انحراف زمان و مردم آن بود ، چه آنها كه در رابطه با زمان ظهور است و چه آنها كه مربوط به قيامت است و يا اينكه بدون
تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 550 | سيد حسن افتخارزاده / السيد محمد الصدر