تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 547

مساهمون:

ص٥٤٧
( 1 ) و امّا رواياتى كه حادثه را مربوط به قيامت مىداند و به عنوان نشانه‌هاى آن ذكر مىكند ، از آن جهت كه اين ارتباط و وابستگى با دور بودن زمان نيز مناسبت دارد و مىشود كه يك حادثه را و لو از زمانى بس دور نشانى از قيامت بدانيم ، از اين جهت مىشود كه پيش از ظهور حضرت واقع شود . لذا وقوع آن حادثه با هر دو زمان پيش از ظهور و پيش از قيامت ارتباط دارد و با دلالت رواياتى كه مخصوص به پيش از ظهور بود مىبايست آن روايات مطلق را بر اين روايات پيش از ظهور حمل كنيم و احتمال وقوع بعد از زمان ظهور منتفى مىشود . ( 2 ) و اگر بخواهيم شكلى استدلالى و برهانى به آن بدهيم با اين عبارات صورت استدلال را بيان مىكنيم : ما اگر بگوئيم اين حوادث بعد از ظهور واقع مىشود لازمه‌اش تكذيب رواياتى است كه آنها را پيش ظهور مىداند ؛ ولى اگر آنها را مربوط به پيش از ظهور بدانيم ، همهء روايات را پذيرفته و به مضمون آنها عمل كرده‌ايم ؛ زيرا هر حادثه‌اى كه پيش از ظهور باشد پيش از قيامت هم خواهد بود و عمل كردن به يك گروه از روايات بهتر است از آنكه آنها را تكذيب كنيم . پس متيقن است كه بگوئيم حادثه بر دوران ظهور مقدّم است و بايد ملتزم به آن شويم كه اين حوادث در دوران غيبت كبرى واقع خواهد شد . ( 3 ) قرينهء چهارم : در بسيارى از مواقع دلائلى وجود دارد كه اين حوادث بر بعضى از حوادث مقدّم بر ظهور ، مقدّم و يا با آنها معاصر مىباشد ، و اين امر براى اثبات وقوع اين حوادث پيش از ظهور كافى است . به عنوان مثال تقدّم وجود دجّال بر نزول مسيح در روايات ثابت شده است
هامش
« نماز بخوان » اين جمله نسبت به زمان و مكان نماز اطلاق دارد . و اگر گفته شود : « نماز را در مسجد بخوان » نسبت به مكان نماز مقيّد مىشود در عين حال نسبت به تعيين مسجد باز مطلق است . حال اگر در روايت داشتيم : « نماز بخوان » و روايت ديگرى گفت : « نماز را در مسجد بخوان » ما آن روايت مطلق را بر مقيّد حمل كرده و حكم مىكنيم كه نماز را مىبايست در مسجد بخوانيم . و اين عمل را مىگويند حمل مطلق بر مقيّد . در اينجا ما روايات مطلق را نسبت به زمان ظهور و زمان پيش از قيام قيامت حمل مىكنيم بر دوران پيش از ظهور از باب حمل مطلق بر مقيّد . ( مترجم )