ارتباط به هيچيك ذكر شده است ( چنان كه در جهت اوّل دربارهء آن بحث كرديم ) .
( 1 ) و امّا نسبت به رويدادهاى تكوينى كه بشارت وقوع آنها و لو در فاصلهء زمانى بسيار دور پيش از ظهور داده شده است ، سرّ اساسى و نكتهء اصلى در اينكه آنها را به عنوان علامت ذكر كردهاند ، آن است كه رسول خدا - صلوات اللّه عليه و آله - و ائمّه اطهار - عليهم السلام - برخى از حوادث بزرگى را كه در آينده اتّفاق خواهد افتاد و جلب نظر مىكرده است ، از طريق وحى و يا الهام فهميده و به مردم مىگفتند ، و آن را مرتبط به ظهور حضرت بقيّة اللّه مىكردند تا مردمى كه در زمان وقوع آن حوادث بسر مىبرند ، صداقت گفتار ائمّه را دربارهء آن حوادث ببينند و نسبت به اخبار مربوط به حضرت بقيّة اللّه نيز اعتقادشان محكمتر شود ، و آنها را نيز درست بدانند . پس از اين جهت اين حوادث نشانهء ظهورند كه دليل بر صدق اعتقاد و روايات مربوط به حضرت بقيّة اللّه مىباشند .
( 2 ) و از اينجا مىفهميم كه اين حوادث را وقتى مىتوانيم علامت ظهور بدانيم كه در روايات اسمى از آنها برده شده باشد و آنها را به عنوان نشانه و علامت ذكر كرده باشند ؛ ولى اگر در روايات نيامده بود اين گونه رويدادهاى تكوينى را كه در دوران پيش از ظهور واقع مىشوند نمىتوان گفت ارتباطى با ظهور حضرت بقيّة الله - عجّل اللّه تعالى فرجه - دارند .
( 3 ) و امّا نسبت به رويدادهاى تكوينى نزديك به زمان ظهور بر طبق دلالت اخبار و احاديث ، سرّ اساسى و نكتهء اصلى در اينكه اينها را علامت ظهور دانستهاند آن است كه انگيزهء ايجاد آنها در نظر خداوند متعال همان است كه اينها را نشانهاى براى ظهور قرار دهد ، و نظر مردم را نسبت به ظهور جلب كرده ، و مخصوصا افراد با اخلاص و آزمايش شده را كه هميشه در حال انتظار به سر مىبردهاند آمادهء ظهور گرداند .
بنابراين ، اين گونه روايات نشانه بودن براى ظهور را در برنامهريزى الهى از آن جهت دارا مىباشند كه نظر مردم را به ظهور حضرت مهدى - عليه السلام - جلب مىكنند .
( 4 ) لكن بايد بدانيم كه رويدادهاى مذكور همچون رويدادهاى سابق ، در صورتى
تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 551
مساهمون: سيد حسن افتخارزاده
ص٥٥١