مىفهماند « 21 » كه در اين صورت گفته مىشود ديگر نيازى ندارد كه بگوئيم چون حضرت همراه حوادث بوده است از رويدادها آگاهى دارد ، زيرا در امكان حضرت هست كه از تمام قوانين تاريخ به طور تفصيل به مجرّد اراده كردن آگاهى پيدا كند .
( 1 ) به اين اشكال چندين پاسخ مىتوان داد كه فقط به ذكر دو پاسخ اكتفا مىكنيم :
اوّل : در اخبار وارد شده است كه خداوند متعال گاهى كه مىخواهد الهام را از امام مىگيرد و مانع از رسيدن الهام مىشود . از جمله آن اخبار ، روايتى است كه كلينى در كافى از حضرت امام محمّد باقر - عليه السلام - نقل كرده است كه حضرت فرمود : « علم براى ما پهن مىشود و گسترش مىيابد و ما مىدانيم و از نزد ما جمع مىشود پس نمىدانيم . » « 22 »
با در نظر گرفتن مطلب فوق اين احتمال وجود دارد كه برخى از قوانين كلّىتر تاريخ باشد كه از الهام شدنش به امام جلوگيرى به عمل آمده باشد تا از راه زندگى معمولى به دست آورد و از راه تجربههاى حسّى كه با دگرگونيهاى تاريخ و تغييرات و تطوّرات و رويدادها همراه است نتيجهگيرى كند .
( 2 ) و از آنجا كه آگاهى حاصل از تماس مستقيم دقيقتر و نقشپذيرتر در دوران انسانى از علم نظرى و دانش مبتنى بر فكر و انديشه است ، خواهناخواه مصلحت الهى بدان تعلّق مىگيرد و حضرت مهدى - عليه السلام - را از راه تماس مستقيم با حوادث آشنا مىسازد و الهام را از او مانع مىشود كه نتواند از آن طريق آگاهى پيدا كند تا كمال بيشترى را پديد آورد و راه براى تحقّق بخشيدن به روز موعود هموارتر گردد .
( 3 ) دوم : قاعدهء مذكور كه گفته بود : « هرگاه امام اراده كند خداوند به او آگاهى مىدهد » اين مضمون در عين حال كه از عمق و گستردگى بسيارى برخوردار است ، در عين حال نبايد در نتايجش مبالغه و پافشارى كرد زيرا نكتهء
هامش
( 21 ) كافى 1 / 258 .
( 22 ) كافى 1 / 256 .