تصاعد در درجات كمال صرف مىكند و بر كمالات خود مىافزايد .
( 1 ) جهت دوم : ممكن است به صورت يك نظريّهء احتمالى چنين بگوئيم كه :
همدوره بودن حضرت بقيّة اللّه در اين طول تاريخ با نسلهاى مختلف موجب مىشود تا اطّلاع و آگاهى بيشترى بر تطوّر تاريخ و پيوستگى رويدادها به يكديگر و آنچه كه در جوامع بشرى تأثير دارد پيدا كند ، و بر ميزان تأثيرات مثبت و منفى و نقش سازندهء مردم از نزديك آگاه مىشود ، و اين گونه آگاهى را از راه نقل و گفتهء ديگران و مراجعه به تاريخ و كسانى كه مدّتى كوتاه را با يك حادثه گذرانيدهاند نمىتوان بدست آورد ؛ زيرا تاريخ كوتاهتر از آن است كه بتواند جزئيّات گستردهء رويدادها را به طور دقيق و عميق بازگو كند ، و ما نمىتوانيم از لابلاى آن حقيقت حوادث را بطور خالصانه و واقعبينانه بنگريم . ( قبلا اين مبحث را در مقدّمهء تاريخ غيبت صغرى با استدلال گفتهايم . )
( 2 ) دوران زندگى يك فرد معمولى تنگتر و ناتوانتر از آن است كه بتواند فردى را بر تمام رويدادهاى تاريخ بشريّت آگاه كند ، بلكه هر فردى به اندازهء استعداد و سطح فكر و محدودهء زمان و مكانى كه در آنها زندگى مىكند مىتواند از حوادث و اتّفاقات با خبر شود ، و خواهناخواه چنين شخصى با كسى كه همراه تاريخ بوده و با تمام دگرگونيها و درگيريها پا بهپا حركت كرده و توانسته است كه ارتباط بين انگيزهها و انگيختههاى اجتماعى را بفهمد هيچگاه مقايسه نبايد بشود ، زيرا چنين كسى مىتواند با ديد و نگاهى گسترده و ژرفتر تا آيندهاى بسيار دوردست را بنگرد و هرگونه جنبش و حركتى را با ميزان تأثيرات اجتماعى آن به حساب آورد و پيشبينى كند ، هم بعد از ظهور شريفش و حتّى در دوران غيبت ؛ با توجّه به آن نظريّهء كه قبلا دربارهء آن بحث كرديم كه نظريّهء خفاء عنوان باشد و مىگفت كه امكان دارد حضرت بقيّة اللّه - عليه السلام - در طول دوران غيبتش برخى از كارها را كه به نفع اسلام و مصلحت مسلمين است انجام دهد .
( 3 ) در مقابل اين نظريّه ديگر جاى هيچ سؤالى باقى نمىماند مگر آن گونه رواياتى كه دلالت داشت بر اينكه حضرت بقيّة اللّه - عليه السلام - هرگاه كه اراده كنند چيزى را بدانند خداوند آن چيز را به حضرت
تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 534
مساهمون: سيد حسن افتخارزاده
ص٥٣٤