تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 532

مساهمون:

ص٥٣٢
كه زمين را از عدل به همان‌گونه كه از جور پر شده است پر مىكند . چگونه من آن كس باشم با اينكه مىبينى ضعف بدنم را ! و لكن قائم آن كسى است كه هرگاه بيرون آيد در سن پيرمردان و منظره و قيافهء جوانان است . « 18 » ( 1 ) و امّا احاديثى كه دلالت بر يكسان بودن ائمّه مىكند ، ممكن است مقصود تساوى در مقام امامت و يا در قابليّت و شايستگى رهبرى جهانى با صرف نظر از مقامات بعد از مقام عصمت باشد كه مىتوان حضرت مهدى - عليه السلام - را با در نظر گرفتن اين ادلّه از آنها استثنا كرد . ( 2 ) جواب دوم : از آنچه كه گفتيم برترى و افضليّت حضرت بقيّة اللّه نسبت به ساير امامان ثابت نمىشود ، به خلاف آنچه كه اين سؤال‌كننده پنداشته و يا آنچه كه در پاسخ اوّل گفتيم . زيرا اين روايات دلالت مىكند بر آنكه هر كمالى را كه امام بعدى به دست مىآورد خداوند آن را به امامان پيشين و رسول خدا نيز داده است ، و قبلا اين فرمايش را از امام باقر - عليه السلام - شنيديم كه فرمود : آگاه باش كه وقتى اينچنين مىشود ، بر رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - عرضه مىشود و سپس بر ائمّه ، و بعد از آنها به ما مىرسد . « 19 » ( 3 ) در روايت ديگرى كلينى در كافى نقل مىكند از حضرت صادق كه فرمود : چيزى نيست كه از سوى خداوند متعال صادر شود ، مگر اينكه در ابتدا به رسول خدا - صلوات اللّه عليه و آله - مىرسد و سپس به امير المؤمنين - صلوات اللّه عليه - و سپس به يكايك ائمّه ؛ تا اينكه آخرين نفر ما اعلم از اوّلين نفر ما نباشد . « 20 » ( 4 ) سبب دوم : انحرافات و آشوبهائى كه در دوران غيبت پيش مىآيد خود از دو جهت عاملى براى تكامل حضرت بقيّة اللّه مىباشد . جهت اوّل : ظلمها و ستمهائى كه بر شخص آن حضرت - عليه السلام -
هامش
( 18 ) كمال الدين / 376 . ( 19 ) كافى 1 / 255 . ( 20 ) كافى 1 / 255 .