وجود مقدّس حضرت بقيّة اللّه تطبيق كرده ، دخالت غيبت را در برنامهريزى الهى معلوم مىكنيم و مىبينيم كه رسيدن به مرحلهء كمال لازم در روز موعود ، بدون غيبت امكان نداشته است . خلاصه آنچه از گذشته به دست آمد اين است كه حضرت بقيّة اللّه در دوران غيبت بعد از مرحلهء مقام عصمت رو به كمال مىروند و از چندين وسيله استفاده كرده و مراتب كاملترى را مىپيمايند :
( 1 ) سبب اوّل : الهام ، به همان معنى كه به صحت آن قائل شديم ، و اخبار وجود آن را اثبات مىكرد كه اگر قبول كرديم پدران آن حضرت در طول مدّت كوتاه عمر شريف خود در هر شب جمعه كاملتر مىشدند ، مىبايست بپذيريم كه آن حضرت در اين مدّت طولانى عمر خود كه از صدها سال گذشته - و چه كسى مىداند ، شايد به هزاران سال نيز برسد - درجاتى بس و الا را پيموده و به نتايجى بيش از آنچه كه ديگر ائمّه - عليهم السلام - دست يافتهاند برسد .
( 2 ) اگر گفته شود : لازمهء اين سخن آن است كه مقام حضرت بقيّة اللّه از مقام پدرانش بالاتر باشد و اين بر خلاف رواياتى است كه مىگويد ائمّه همگى از نور واحدند و در فضيلت با يكديگر مساوى مىباشند ، و فقط حضرت امير المؤمنين افضل از همهء ائمّه مىباشد زيرا وصى بلافصل رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - است . گوئيم : ممكن است از دو طريق اين سؤال را جواب گفت :
جواب اوّل : چه اشكالى دارد ، كه معتقد باشيم كه حضرت بقيّة اللّه از پدرانش افضل است ؛ از آن جهت كه برنامهريزى الهى رهبرى روز موعود را به او سپرده نه به ديگر امامان ، و بر اين مطلب روايات نيز دلالت مىكند ، و شايد واضحترين عبارات همان روايتى است كه قبلا از كتاب غيبت نعمانى از حضرت صادق نقل كرديم از حضرت سؤال مىشود : آيا قائم متولّد شده است ؟ حضرت مىفرمايد : نه و اگر من او را درك كنم تمام عمرم را خدمتگزار او خواهم بود . « 17 »
( 3 ) در حديث ديگر ريان بن صلت به حضرت رضا مىگويد : آيا تو صاحب الامرى ؟ حضرت پاسخ مىدهد : من صاحب الامر هستم لكن من آن كسى نيستم
هامش
( 17 ) غيبت نعمانى / 245 .