ساخته بوديم چه بسا نزديك بود كه اندكى به آنها اعتماد كرده و بر آنان تكيه كنى . » « 16 »
( 1 ) اين آيه گرچه دلالت بر آن دارد كه رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - هيچگاه به كفار ركون و اعتماد نكرده ، زيرا در متن آيه كلمهء « تركن » در جواب كلمهء « لو لا » آمده است ( كه اين كلمه در تركيبات جملات عربى دلالت بر امتناع دارد و از كلمات شرطيّهاى است كه براى عدم وقوع مىآيد ) ولى در عين حال گوياى آن است كه اين عدم ركون از تثبيت و پاىبرجا كردن خداوند ناشى مىشود ؛ همان تثبيتى كه بر كمالات پيامبر مىافزايد و به درجاتى بالاتر او را مىبرد ، و اگر اين تثبيت نبود ، كمالات قبل از آن مانع از ركون و اعتماد به كفّار نمىشد . و مصلحت خداوندى چنين اقتضا كرده است كه اين تثبيت را دربارهء رسول اعظمش انجام داده و او را مورد اين لطف قرار دهد .
آيات و موارد ديگرى نيز در قرآن كريم در اين موضوع وارد شده است .
( 2 ) با اين توجيه مىتوانيم دربارهء عصمت پيامبران و نقاط ضعف و گناهانى كه به آنها نسبت داده مىشود و مورد استناد اشخاص منحرف قرار ؟ ؟ ؟
بررسى پردازيم ، كه گناه از ساحت مقدّس آنان به دور است بلكه ؟ ؟ ؟
مربوط به بالا رفتن از يك درجه به درجهء بالاتر بعد از عصمت است ؟ ؟ ؟
همان درجهء قبلى شايستگى رهبرى بزرگ الهى را داشتهاند . ( بحث و بررسى بيشتر دربارهء كمال و تكامل انبيا جاى وسيع و گستردهاى در عقايد اسلامى دارد كه مىبايست در همان مباحث مورد بررسى قرار گيرد . )
بهر حال وجود تكامل نسبت به تمام كسانى كه رهبرى الهى به صورتهاى مختلف نبوت و رسالت و امامت به آنان واگذار شده ، از مسلميّات كتاب و سنّت است و مىتوان با آنها اثباتش نمود .
( 3 ) جهت سوم :
بعد از آنكه قاعدهء فوق با ادلّهء روشن ثابت شد ، حال اين قاعده را بر
هامش
( 16 ) اسراء / 73 - 74 .