تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 517

مساهمون:

ص٥١٧
اساسى را به او مىدهد . و به هر اندازه كه به او ايمان بياورند و از او پيروى كنند ، خداوند شايستگى رهبرى بر آنها را به او مىدهد . اگر دعوتش جهانى بود شايستگى رهبرى جهانى ، و اگر قومى و قبيله‌اى بود ، در سطح قوم و قبيله‌اش مىتواند رهبرى داشته باشد . چنان كه پيامبر اسلام - صلّى اللّه عليه و آله - اين چنين بود . دليل اين مطلب را قبلا آورده‌ايم . ( 1 ) امّا اگر اين رهبر در روى زمين وجود داشت و دعوت الهى نيازمند رهبرى ديگر بود ، ديگر در اين صورت نيازى به آوردن معجزهء وحى در تربيت اين شخص جديد نيست . زيرا همين رهبر موجود به تعليم و تربيت رهبر بعد از خود مىپردازد . و بعد از آنكه آن فرد جديد كه قابليّت ذاتى براى فراگيرى دستورات الهى و قواعد رهبرى را داشت ، از سوى خداوند اختيار و انتخاب شد ، به آموزش و تربيت او مشغول مىشود . ( 2 ) ممكن است اين مطلب به ذهن خطور كند كه : چه نيازى به اين آموزش وجود دارد ، درحالىكه مىبينيم بسيارى از رهبران بزرگ دنيا ، همچون ناپلئون زمام رهبرى ملّت خود را در دست گرفته‌اند ، بدون اينكه قبلا آموزشى در اين باره ديده باشند ؟ ( 3 ) پاسخ اين سؤال آن است كه آموزش و فراگيرى رسوم رهبرى به يكى از سه نحوه ممكن است تحقّق يابد : اوّل : از فرهنگ عمومى موجود در انديشه‌هاى انسانها در يك رشته يا چندين رشته استفاده كند . آموزش در اين سطح دربارهء تمام رهبران صادق است ؛ چه رهبران بشرى و چه پيشوايان الهى . و بلكه ممكن است بگوئيم كه رهبرى اصلا متوقّف بر اين آموزش نيست . بطورى كه بر فرض فردى از اين قواعد و فنون آگاهى نداشته باشد ، بازهم ممكن است در كار رهبرى خود موفّق باشد . چنان كه در رهبريهاى قديم در تاريخ نمونه‌هائى از اينها اتّفاق افتاده و رخ داده است . آرى اگر رهبر از اين آگاهى برخوردار باشد و فنون رهبرى ديگران را دانسته باشد ، بدون ترديد برتر و مهمتر خواهد بود . دوم : از رهبرى نظامى و ايجاد حركت در گروههاى نظامى و واحدهاى
تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 517 | سيد حسن افتخارزاده / السيد محمد الصدر