تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 513

مساهمون:

ص٥١٣
در امّت جدّ بزرگوارش ، بر آن حضرت واجب مىشود و مىبايست به سوى عراق حركت كند ، چنان كه خود فرموده بود . « 6 » ( 1 ) و در آن هنگام كه اين مدّعيان ياورى حضرت را تنها گذاشتند و به عبارت ديگر شرط سوم از بين رفت مىبينيم كه چه فاجعهء خونين بزرگى در كربلا برپا شد . - درود خدا بر آن حضرت و بر خاندان و يارانش باد - كه در ضمن آن فاجعه درسى جاودان از فداكارى و ايثار و جهاد در راه خدا و در راه به ثمر رسيدن نقشهء كاملهء عدالت جهانى را به همگان دادند و خود الگو و اسوه‌اى شدند براى هر كس كه مىخواهد از اين آزمايش بزرگ الهى رو سفيد و پيروز بيرون آيد . بعد از شهادت آن حضرت دوران ديگر امامان فرا مىرسد و دورهء سستى و سازش آغاز مىگردد . چنان كه خود آن ائمّه اين دوران را به همين اسم ناميده‌اند . زيرا شرط سوم محقّق نبوده و افراد با اخلاص كه يارى و همكارى كنند وجود نداشتند ، و يا اگر بودند به اندازهء كافى نبودند . ( 2 ) اين مطلب را از موضع‌گيرى ويژه‌اى كه حضرت صادق در مقابل نمايندهء مردم خراسان داشتند به روشنى مىفهميم كه آن شخص به حضرت گفت كه رزمندگان سلحشور خراسانى همگى يار و ياور حضرتند و گوش به فرمان اويند ، چرا حضرت قيام نمىكنند و حقّشان را از ستمگران نمىستانند . وى با اين كلمات حضرت را مخاطب ساخته و مىگفت : اى فرزند رسول خدا ! مهربانى و دلسوزى از آن شما است و شما شايستهء امامت و رهبرى هستيد . چرا نشسته‌ايد و حقّ خود را نمىستانيد ؟ صد هزار شيعه و پيرو داريد كه همگى در پيش روى شما شمشير خواهند زد ! حضرت به او پاسخ داد كه : بنشين اى خراسانى ! خداوند حقّ تو را نگهدارد
هامش
( 6 ) مقتل الحسين / 139 . البتّه اين وجوب هنگامى بود كه حضرت به مكه آمده بود ، و الّا در اصل حركت حضرت از مدينه و كيفيّت حركت دادن اهل و خانوادهء خود ، هدفى بالاتر از تشكيل حكومت داشتند كه روح آن هدف اصلى كه تجديد دعوت رسول خدا و جداسازى خلافت باطل از ديانت حق باشد ، حاكم بر تمام حركات آن حضرت بود . بحث مفصّل را موكول به جاى ديگر مىكنم . ( مترجم )