آن نداريم . حال اگر اين مبدأ و اين برنامه داراى رهبرى مصمّم و توانا و با اراده بود ، و در اطراف او به اندازهء كافى افرادى با اخلاص و فداكار وجود داشتند ، و تودههاى مردم نيز با آنها همراهى كردند ، خواهناخواه دعوت و برنامهء او پيروز و موفّق خواهد بود . و مهمترين وجههء همّت عموم دعوتهاى جهانى همين بود كه اين دو شرط اخير را براى دعوت خود بوجود آورند ، البتّه بعد از آنكه دو شرط اوّل را موجود كردهاند .
( 1 ) برنامهريزى خدائى نيز روى همين مطلب اصرار و پافشارى كرده است .
مخصوصا بعد از آنكه آن برنامه با ميلاد حضرت بقيّة اللّه - عليه السلام - كه رهبر اين نهضت و پيشواى اين برنامه است ، كامل گشت . هر دعوى كه برخوردار از اين شرايط نباشد ، مخصوصا اگر اين دو شرط آخر را نداشته باشد ، دچار عقب گرد و ركود شده ، و در مقابل مخالفين و دشمنانش پيروز مىشوند ، و خود آن دعوت يا تا سر حدّ نابودى به پيكار و مبارزه ادامه مىدهد و يا اينكه به گوشهاى خزيده و انزوا را پيش مىگيرد و سازشكارانه به زندگى خود ادامه مىدهد تا بتواند مبادى و عقايد خود را حفظ كند ، كه اساس معناى تقيّه همين است ، چنان كه در گذشته آن را توضيح داديم .
( 2 ) بنابراين مسألهء تقيّه هميشه و در هر زمانى ، هنگامى كه شرايط نام برده ، در حدّى فراهم نيايد كه ضامن پيروزى باشد ؛ خود راهى است كه تمامى گروههاى پايدار و اصيل ، و مخصوصا در اين دورانهاى اخير ، آن راه را برگزيدهاند ، و حتّى الامكان دستور به اختفا و كتمان و نگهدارى اسرار را دادهاند . همانگونه كه ديانت اسلام براى زمانى كه شرايط مذكوره نسبت به طرح عدالت كامله ، تحقّق نيافته بود ، دستور تقيّه را داده است . چنان كه دوران پيش از ظهور داراى اين ويژگى است و زمان تقيّه است .
( 3 ) به هر حال آئين و دعوت خدائى در طول تاريخ ، وامدار وجود و عدم اين شرايط بوده است . و اين مطلب در تاريخ اسلام و زندگى پيشوايان اسلامى به روشنى ديده مىشود . چنان كه در آغاز بعثت رسول خدا مىبينيم كه حضرت دعوت خود را در ابتدا به صورت مخفى و سرّى شروع مىكند . و چون دو شرط آخر كه وجود ياران و تودههاى همراه مردمى باشد وجود نداشت ، تقيّه را در پيش
تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 510
مساهمون: سيد حسن افتخارزاده
ص٥١٠