گرفته و در حال تقيّه به دعوت اسلام پرداخت . و بعد از آنكه به اندازهء كافى از وجود دو شرط برخوردار شد ، دعوت خود را آشكار كرد . و همچنين در هنگامى به پيكار و نبرد با دشمنان در جنگ بدر دست زد ، كه به اندازهء كافى يارانى فداكار و با حرارت و جوش و خروش لازم را داشت كه همان ايمان و عشق و حسّاسيّت سرشارشان جاى آگاهى و اخلاص آزموده شده و كامل را گرفته بود و الّا آنها هم هنوز به اندازهء كافى در بوتهء آزمايش قرار نگرفته بودند .
فتوحات و پيروزيهاى صدر اسلام بر همين اساس انجام مىگرفت . و دورهء انحطاط و عقبافتادگى از آن زمان شروع شد كه از اخلاص افراد مخلص كاسته شد و افرادى كه از حريم اسلام دفاع كنند ، وجود نداشتند .
( 1 ) امير المؤمنين على - عليه السلام - را مىبينيم كه هنگامى خلافت اسلامى را پذيرفت و زمام امر خلافت را به دست گرفت كه ياوران و تأييدكنندگانى را در اطراف خود ديد ، و با وجود آنها به نبرد و پيكار با ناكثين و قاسطين و مارقين پرداخت . و اگر آن همكاران و ياران نبودند ، بر آن حضرت جهاد كردن لازم نبود . چنان كه اين مطلب را از فرمايش خود آن حضرت مىفهميم . آنجا كه فرمايد :
« أما و الذي فلق الحبّة و برأ النسمة ، لو لا حضور الحاضر و قيام الحجّة بوجود الناصر و ما أخذ اللّه على العلماء ان لا يقارّوا على كظّة ظالم و لا سغب مظلوم لألقيت حبلها على غاربها و لسقيت آخرها بكأس أوّلها و لألفيتم دنياكم هذه أزهد عندي من عفطة عنز » « 5 » :
آگاه باشيد ! سوگند به خداوندى كه دانه را شكافته و مخلوقات را آفريده است ، اگر نبود حضور افرادى كه حاضر شدند ، و با وجود ياور حجّت بر من تمام شد ، و اگر نبود پيمانى كه خداوند از دانشمندان گرفته كه بر پرخورى ستمگر و گرسنگى ستمديده ساكت نشينند ؛ زمام خلافت را بر كوهانش انداخته و آخر آن را به كاسهء اوّلش آب مىدادم ( همچون ابتداى امر بازهم كنارهگيرى مىكردم ) و شما مىديديد كه دنياى شما در نزد من از عطسهء يك بز ماده بىارزشتر است .
( 2 ) اين پيمان را خداوند از دانشمندان در صورتى گرفته كه يار و ياورى داشته
هامش
( 5 ) نهج البلاغه ، شرح محمّد عبده چاپ مصر ، ص 31 ، خطبهء شقشقيه .