( 1 ) با در نظر گرفتن اين ويژگى ، تقدّم اين شرط بر دو شرط آخر تقدّمى منطقى و طبيعى خواهد بود . زيرا آن دو شرط از تمحيص و آزمايش پديد مىآيد و تا رهبر و غيبت او نباشد ، بخش مهمّى از تمحيص و آزمايش حاصل نمىشود . و اگر تمحيص و آزمايش نباشد و يا ناقص باشد ، روز موعود محقّق نخواهد شد ( به طورى كه در تاريخ آينده « تاريخ ما بعد الظهور جلد سوم اين كتاب » خواهد آمد ) .
و امّا دو شرط ديگر يعنى وجود ياران آزمايش شده به اندازهء كافى براى مبارزهء جهانى ، و وجود تودههاى مردمى كه پذيراى آن عدالت باشند ؛ اين دو شرط از نظر تحقّق بعد از دو شرط اوّل خواهند بود و هر دو با هم بر اثر تمحيصها و آزمايشات طولانى در دوران غيبت كبرى و در ضمن فتنهها و انحرافات پديد مىآيند ( چنان كه قبلا اين مسأله را روشن كردهايم ) .
( 2 )
نكتهء دوم [ شرايط روز موعود ]
: شرايطى كه براى روز موعود برشمرديم ، با در نظر گفتن روح شرايط و گسترش دادن به مفاهيم و مدلولاتشان ، مىتوانيم آنها را در هر زمانى شرايط دعوت الهى بدانيم كه دعوت پيامبران هر مقدار داراى اين شرايط بوده توانسته گسترش يابد و پيش رود ؛ و هر اندازه كه فاقد اين شرايط بوده ، به همان اندازه با مشكلات و تنگناها روبرو بوده و بناچار به انزوا كشيده شده و يا مجبور به تقيّه گشته است . حتّى مىتوانيم بگوئيم كه اين شرايط در مفهوم گستردهاش ، همان شرايط اساسى براى پيشرفت هرگونه مكتب و دعوتى مىباشند كه خواهان پيشرفت و گسترش بوده كه به اندازهء برخوردارى از اين شرايط توسعه و ترقّى داشته ، و در صورت كمبود آنها به همان مقدار ضعيف و عقب مانده شده است و به سازشكارى و ركود دچار گرديده است .
( 3 ) البتّه اگر بخواهيم كاملا اين مسأله را در ذهن خود مجسّم كنيم ، مىبايست با نگرشى وسيعتر به معنى شرايط بنگريم و تا جائى كه ممكن است مفاهيم آنها را وسيعتر در نظر گيريم . كه در اين صورت شرط اوّل عبارت مىشود از وجود برنامه و قانونى اساسى براى بهبود بخشيدن به اوضاع جهان ، كه در اصطلاح عقيدهشناسان از آن به سر آغاز و يا مبدأ تعبير مىشود ، و كارى به هدف و جهت