تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 507

مساهمون:

ص٥٠٧
پرداخته ، و آن را محور كلام و بررسى قرار دهيم . البتّه تا جائى كه ممكن باشد از تكرار خوددارى خواهيم كرد . اين بحث را در ضمن دو نكته مىآوريم : ( 1 )

نكتهء اوّل [ وجود برنامه‌ريزى الهى براى تحقّق روز موعود ]

: در فصلى كه صحبت از برنامه‌ريزى الهى براى تحقّق روز موعود كرده بوديم ، دانستيم كه اين نقشه و برنامه بدان جهت اين چنين تنظيم شده است كه روز موعود حتما فرا رسد و پيروزى قطعى باشد و عدالت و دادگرى تحقّق يابد . و اگر مشروط به شرايطى نبود در هر وقت ايجاد آن ممكن ، و ديگر نيازى به برنامه‌ريزى نبود . وجود اين برنامه‌ريزى از آن جهت برهانى و مستدلّ شد ، كه از يك طرف دليل بر وجود اين شرايط داشتيم ، و از طرف ديگرى مىدانستيم كه قرار نيست كارها در آنجا كه راه غير اعجازى دارد ، به صورت اعجازى تحقّق يابد . برنامه‌ريزى الهى ، بشريّت را با روشى ويژه و مخصوص تربيت مىكند تا به تدريج اين شرايط را در ضمن عمر طولانى انسان آماده سازد . ( 2 ) اوّلين شرطى كه حاصل شده و جامهء هستى به خود پوشيده ، وجود اصل برنامه و نقشهء عدالت كاملهء جهانى است كه با آمدن ديانت اسلام موجود گشته است . بدان اعتبار كه پيش از آمدن ديانت اسلام ، بشريّت به تدريج آمادهء فهم و درك مبانى اسلام مىشد ( چنان كه قبلا توضيح داده شد ) ؛ و در آن وقت اين استعداد در انسانها نبود كه بتوانند نقشهء عدالت جهانى را درك كرده و بيشتر از همان اندازه كه آنها را فرا مىگرفت ، نمىتوانستند بفهمند . به علاوه كه هنوز از آزمايشات كامل بيرون نيامده و مىبايست امتحانات بيشترى را پشت سر بگذارند . ( 3 ) و لذا اين شرط به طور منطقى ، تقدّمى طبيعى بر ديگر شرايط دارد . زيرا پيش از آنكه قانونى قابل پياده شدن مطرح شود ، لزومى براى وجود رهبر نيست . همانگونه كه بدون وجود برنامهء كامل عدالت ، آزمايشى كه نتيجه‌اش تحقّق دو شرط آخر باشد معنى ندارد . اگر گفته شود : به چه دليل وجود رهبر پيش از وجود برنامه و يا همراه آن بىمعنى است ؟