تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 505

مساهمون:

ص٥٠٥
مشكلات جهانى بوده‌اند و بعد رسوائى و ناتوانى برنامه‌هايشان رو شده و با تجربه معلوم شده كه كارى از پيش نبرده‌اند . ( 1 ) عكس العمل اين ناتوانى و تجربه آن است كه به طور پيچيده و مبهم اين حالت در روح مردم ايجاد مىشود كه در انتظار پياده شدن برنامهء راستين عدالت جهانى و راه حلّ حقيقى براى مشكلات و گرفتاريها و تجاوزات بشرى به سر مىبرند ، و به مجرّد اينكه با اولين برنامهء فراگير عدالت جهانى آشنا شوند با آن رابطه برقرار كرده آن را اجابت مىكنند . ( 2 ) اين دو زمينه بهترين موقعيّت براى پذيرائى روز ظهور مىباشند - به طورى كه در تاريخ گذشته شرح داديم - لكن وجود گروههاى گستردهء پيرو حضرت در جهان كه شعور و احساسى در سطح بالا داشته باشند كه روز موعود را به راحتى پذيرفته و در انتظار آن باشند ، آن مطلبى است كه نبايست منتظرش بود . زيرا بعد از آنكه آن حديث متواتر را از رسول خدا شنيده‌ايم كه طبق آن گريزى از پر شدن زمين از ظلم و جور نيست ، و برنامه‌ريزى كلّى الهى را ديده‌ايم كه تا هنگام ظهور چه نقشه‌اى در پيش است ، ديگر انتظار پيدا شدن چنين جوامعى بىمورد است . « 4 » ( 3 ) همچنين با وجود اين دو زمينه در مردم ديگر نيازى به آن نيست . و نيز با در نظر گرفتن اين نكته كه حضرت در نهايت نيرو و سختى پيكار جهانى خود را آغاز مىكند ( به طورى كه در تاريخ آينده خود خواهيم ديد ) و نيز وجود شرايط مثبتى كه پيروزى آن حضرت را تضمين مىكند ، ديگر وجود اين گونه گروهها چندان اهميّتى براى پيشرفت كار آن حضرت ندارد . ( 4 ) نكتهء دوم : شرايط چهارگانهء فوق مربوط به پياده كردن عدالت خالص در روز موعود است . ولى اگر نسبت به شرايط ظهور بسنجيم ، يكى از آنها كه وجود رهبر باشد كم مىشود و سه شرط ديگر باقى مىماند . زيرا معنى ظهور آن است كه فرد آمادهء قيام و به عهده گرفتن مسئوليّت انجام برنامهء الهى در آن روز ، وجود
هامش
( 4 ) ما در بخش اوّل ترجمهء اين كتاب در آن هنگام كه نويسندهء محترم در اين باره بحث مىفرمودند ، حاشيه‌اى بر اين مطلب زديم و آن روايات را نه به صورتى كه گوياى شرطيّت ظلم و جور براى ظهور باشد ، معنى كرديم . ( مترجم )