( 1 ) فرض اوّل : اينكه بگوئيم آن رهبر واحد به تنهائى با دنيا بجنگد و به مقابله برخيزد . بطلان اين نظريّه واضح است ، زيرا آن شخص هر چند توانائى جسمى و روحى داشته باشد ، باز به تنهائى نخواهد توانست با تمامى دشمنان بستيزد و همه را از بين ببرد ؛ البته با ابطال نظريّهء دوم كه اظهار معجزه باشد ، و الّا به صورت اعجاز امكان آن پيروزى وجود دارد .
اگر كسى بگويد كه اين رهبر واحد ابتدا به تنهائى كارش را شروع مىكند و به تدريج ياران و همكارانى تربيت كرده و كارش را پيش مىبرد ، چنان كه رسول خدا اين چنين عمل كرد ؛ مىگوئيم : معناى اين مطلب آن است كه اين شخص به تمام عالم نمىپردازد مگر بعد از آنكه به تعداد كافى يار و ياور داشته باشد ، نه اينكه خود به تنهائى با تمامى نيروهاى دنيا بجنگد .
( 2 ) فرض دوم : اين رهبر از طريق معجزه با جهانيان بجنگد .
در گذشته به اختصار اين مسأله را مورد مناقشه قرار داديم و حاصل آن در دو جواب خلاصه مىشود :
پاسخ اوّل : اگر دعوت الهى در طول تاريخ بر اساس ايجاد معجزات براى يارى و پيروزى آن ، پايهگذارى شده بود ، از آغاز آفرينش بر روى كرهء زمين هيچگونه انحراف و ضلالتى پديدار نمىگشت و ديگر نيازى به پيكار و جهاد انبياء و يارانشان نبود ، و بدين ترتيب روز موعود نيز نيازمند برنامهريزى براى تحقّق آن نبوده به تأخير نمىافتاد . زيرا از همان آغاز تولّد بشريّت تا پايان عمر بشر مىتوانست موجود باشد .
پاسخ دوم : دعوت الهى همواره بر پايهء تربيت اختيارى فرد و امّت قرار داشته است . چرا كه خداى متعال به انسان عقل و اختيار عطا فرموده و راه حق و باطل را به او نشان داده و مسئوليّت اعمالش را بر دوش خود وى گذارده است . و در چنين شرايطى است كه تمحيص و امتحان الهى آغاز گشته و معنى مىيابد . و روشن است ايمان آزموده شده ، و لو در شكل بسيط و ابتدائى ، گرانبهاتر و ريشهدارتر از ايمان قهرى و اضطرارى است . و با فرض به كار برده شدن معجزات مورد بحث ، آنچه مىتواند به دست آيد ، همين ايمان قهرى است .
تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 502
مساهمون: سيد حسن افتخارزاده
ص٥٠٢