قائل شد و آن وقتى هست كه آن افراد آزمايش شده و با اخلاص كه ويژگيهايشان را برشمرديم ، پس از آنكه زمام امور دنيا را در هنگام ظهور بدست گرفتند و تمرينات و تجربيّات فراوان و اطّلاعات و معلومات وسيع و گستردهاى كسب كرده و بر تمام جزئيّات و دقائق جهان آگاهى يافتند ، در اين صورت آن نظرى كه آنان در آن متّفق باشند ، رأيى كامل و پخته بوده قابل آن است كه در رهبرى عالم سهمى داشته باشد و با استمرار و تداوم تربيت تحت نظر حضرت مهدى - عليه السلام - اين رأى عمومى بدون شك از خطا معصوم است .
( 1 ) اين گونه شورى همان است كه در قرآن مجيد بدان اشارت رفته است كه مىفرمايد :
وَ أَمْرُهُمْ شُورى بَيْنَهُمْ
و همين شورى و نظرخواهى است كه حضرت بدان اعتماد كرده است و در برنامهريزى الهى براى ادارهء جهان و رهبرى گيتى بعد از وفات و رحلت حضرت بقيّة اللّه در نظر گرفته شده است . « 2 »
هامش
( 2 ) بايد در نظر داشته باشيم كه بسيارى از امور مربوط به دوران پس از ظهور و تحقّق حكومت حضرت مهدى - عليه السلام - و نحوهء ادارهء جهان در آن زمان و يا پس از رحلت حضرتش ، از مسائلى است كه نه از واجبات عقايد است و نه بطور صريح و مسلّم مىتوان دربارهء آنها از مدارك اسلامى و مجموعههاى روائى يك امر واضح و حتمى و لازم الاعتقادى را فهميد . و لذا در عين حال كه مؤلّف محترم و نويسندهء بزرگوار در اينجا اشارهاى به نحوهء حكومت مبتنى بر شورا و رأى عام در دوران بعد از ظهور كردهاند ، نمىتوان خواننده را ملزم به پذيرفتن آن كرد و به فكر نحوهء رأىگيرى و تشكيل مجالس شوراى بعد از آن انداخت . بنابراين بهتر همانست كه همان فرمايش حضرت امير المؤمنين على - عليه السلام - را در نظر داشته باشيم كه در جواب سؤال كنندهاى كه از خصوصيّات بعد از امام زمان - عليه السلام - پرسيده بود ، حضرت به او جواب دادند كه : « ذلك امر موكول اليه » و اين را هم واگذار كنيم تا هر وقت حضرت ظاهر شدند به هرگونه كه خواستند و صلاح دانستند حكومت بعد از خود را ادارهء كنند ، و اوصياء و جانشينان بعد از خود را تعيين نمايند .
البتّه اين نحوه توجيه براى بعد از حكومت حضرت كه امور به شوراى مؤمنين بعد از حضرت واگذار مىشود ممكن است در ذهن بعضى از خوانندگان آن مطلبى را كه برخى از نويسندگان به اصطلاح روشنفكر مملكت خودمان در موضوع خاتميّت رسول اكرم - صلّى اللّه عليه و آله - گفتهاند و خاتميّت را چنان معنى كردهاند كه مردم رشد يافته بر اثر تعاليم پيامبران بعد از پيامبر اسلام ديگر نيازى به آمدن وحى و پيامبر و خداوند ندارند و خودشان بر اساس همان تعاليم اسلامى و با توجه به پيشرفت علم مىتوانند مشكلات خود را حل كرده و براى خود به جعل و تدوين قوانين تازه بر اساس