كه حضرت شخصى را براى پرداخت پول به او حواله داده بود نيز مىشود « 4 » ( 1 ) دوست دارم در اينجا به اين نكته اشاره كنم كه با پذيرفتن اين نظريّه ، ديگر نيازى به پاسخگويى به ايراد و اشكال برخى از اهل سنّت نمىباشد كه زبان به بدگويى گشوده ، گفتهاند حضرت به سرداب فرو رفته و در آنجا ناپديد گشته و آشكار نشده است . چنان كه مناقشه و اشكال در اين مورد در كتاب اوّل گذشت « 5 » و گفتيم كه اخبار مشاهدهء حضرت مهدى - عليه السلام - در هر دو غيبت صغرى و كبرى ، در اينكه آن حضرت در مكانهاى ديگرى نيز - غير سرداب - ديده شده است اتّفاق دارند .
در هر حال با پذيرش اين نظريّه دربارهء غيبت ، ديگر نيازى ، به حلّ اين اشكالات نيست . زيرا طبق اين نظريّه امكان دارد كه حضرت در هر مكانى كه بخواهد جسم و تن خود را از ديدهها پنهان نگاهدارد و اين ، طبيعتا منحصر به سرداب نيست . به زودى در فصلهاى آينده مطالبى را كه شايسته تكميل و تأييد اين نظريّه هستند خواهيم آورد .
( 2 )
طرح دوم : نظريّهء پنهانى شخصيّت و عنوان
مراد از اين نظريّه اين است كه مردم حضرت مهدى - سلام اللّه عليه - را مىبينند ولى نمىشناسند و يا متوجّه نمىشوند چه كسى را ديدهاند .
در گذشته در تاريخ غيبت صغرى دانسته شد كه حضرت مهدى - عليه السلام - را پدر بزرگوارش امام ابو محمّد عسكرى - عليه السلام - پنهان از ديدگان مردم پرورش مىداد و بزرگ مىكرد و فقط عدّهاى اندك از اصحاب خاصّ را به منظور مطّلع ساختن بر وجود و اثبات امامت آن حضرت ، رخصت ديدار مىفرمود . پس از رحلت پدر بزرگوار حضرت مهدى - سلام اللّه عليه - پنهانى و غيبت ايشان شديدتر شد و آن حضرت فقط از طريق سفراى اربعه ( نوّاب
هامش
( 4 ) نگاه كنيد به كتاب نجم ثاقب / 351 .
( 5 ) تاريخ الغيبة الصغرى / 563 .