آن برنامهريزى كرده است ، زيرا برنامهريزى الهى عبارت است از پرستش و عبادت كاملى كه جز با تحقّق عدالت كامل موجود نخواهد شد . بويژه بعد از آنكه دانستيم كه از آغاز پيدايش انسان در روى زمين مسير حركت او رسيدن به اين هدف بوده ، و در آن صورت نمىتوان گفت كه خداوند هدف اين حركت كلّى را يك عدالت ناقص تعيين كرده است . و اگر چنين باشد ستمى ناروا است كه بر بشريّت وارد مىشود ، و خداوند بالاتر از آن است كه نسبت ظلم و ستم به او بدهيم .
( 1 ) بنابراين از اين شرط سه مطلب به دست مىآيد :
امر اوّل : در حقيقت هدف نهائى ، پياده شدن نقشهء كامل عدل جهانى است كه در آن هيچ ظلم و ستمى وجود ندارد .
امر دوم : اين نقشه فقط به هنگام ظهور حضرت عملى مىشود . و اگر بخواهد در آن روز هم قابل پياده شدن نباشد ديگر در هيچ زمانى پياده نخواهد شد ، و گسترش عدالت در روز موعود محال و ممتنع مىشود .
امر سوم : پيش از آنكه بخواهند اين نقشه را عملى كنند ، اصول و كليّات آن بايد براى مردم روشن باشد و از آن اطّلاع داشته باشند . زيرا قبلا گفتيم كه تطبيق و پياده كردن نقشهء خدائى وابسته به آن است كه انسانها در طول زمان تجربيّاتى به دست آورند و آزمايشاتى بدهند ، تا در پذيرش عدالت واقعى قبلا تمرين كرده و بر ايشان بىسابقه نباشد ، و از آن وحشت نكنند ، و عمل بدان بر ايشان دشوار و سخت نباشد و موفقيّت و پيروزى آن ناممكن نشود .
( 2 ) شرط دوم : وجود رهبر و پيشوائى شايسته و بزرگ كه شايستگى رهبرى همهجانبهء آن روز را داشته باشد . در اين باره در ضمن دو نكته به بحث مىپردازيم :
نكتهء اوّل : اين شرط به هنگام تحليل به دو شرط زير تقسيم مىشود :
اوّل ؛ وجود رهبر براى اين نهضت جهانى كه بدون او چنين نهضتى راه نمىافتد .
دوم ؛ اين رهبر بايد شايستگى رهبرى در سطح جهانى را داشته باشد .
تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 496
مساهمون: سيد حسن افتخارزاده
ص٤٩٦