تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 497

مساهمون:

ص٤٩٧
( 1 ) شرط اوّل را در گذشته به هنگام بحث دربارهء اهميّت رهبرى اثبات كرديم و آنچه كه در اينجا اضافه مىكنيم ، بحث رهبرى جمعى است ؛ يعنى آنچه كه جاى رهبرى فردى را مىگيرد . اگر بتوانيم رهبرى جمعى را مورد مناقشه قرار دهيم و بطلان آن را ثابت كنيم نتيجه اين مىشود كه فقط رهبرى فردى و ايمان به آن تحقّق روز موعود را ممكن مىسازد . يك جامعه را در يكى از سه حالت ذيل مىتوانيم در نظر گيريم : اوّل : هر فردى به تنهائى شايستهء رهبرى باشد ، تا چه رسد به صورت جمعى . دوم : فرد به تنهائى نتواند وظائف رهبرى را انجام دهد ، بلكه رأى و نظريّهء متّفق عليه عموم را اتّخاذ كند . سوم : هم فرد و هم جامعه ناقص بوده و شايستگى رهبرى نداشته باشند . ( 2 ) صورت اوّل از درجهء اعتبار ساقط است . زيرا هيچ‌گاه و در هيچ زمانى نه در گذشته و نه در آينده اين وضعيّت قابل تحقّق نيست و هيچ قانونگذار و فيلسوف و جامعه‌شناسى مدّعى آن نمىتواند بشود كه چنين وضعى پيش آيد كه تمام افراد ، شايستهء رهبرى باشند و هر كس به تنهائى رهبر باشد . و اگر بخواهد روز موعود متوقّف بر چنين حالتى باشد ، هيچ‌گاه فرا نخواهد رسيد و اين انتظار بيهوده خواهد بود و هيچ‌يك از اديان آسمانى كه نويد چنان روزى را داده‌اند ، چنين مطلبى را نگفته‌اند . ( 3 ) علاوه بر آن چنين تلازمى بين اين دو مسأله نيست كه اگر فردى در صورت انفرادى شايستگى رهبرى را داشته باشد ، در صورت اجتماعى هم شايستگى خواهد داشت . زيرا در صورت انفرادى برخورد تضادّ آراء و انديشه‌ها چندان نيست و لذا رهبرى آسانتر انجام مىگيرد ، ولى در صورت رهبرى جمعى به جهت برخورد و تضادّ انديشه‌ها ، رهبرى دشوار مىگردد . بنابراين هرگونه شايستگى رهبرى فردى همراه شايستگى رهبرى جمعى نخواهد بود ، و اگر گفته شود كه بر طبق موازين دموكراسى جديد ، برخى از اشخاص و يا گروه اقليّت نظريّهء خود را پس گرفته و يا به نظر آنها اعتنا نشده و ملاك رأى اكثريّت است ، در اين صورت زيان جبران‌ناپذير و ظلمى ناروا انجام گرفته است .
تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 497 | سيد حسن افتخارزاده / السيد محمد الصدر