( 1 ) و امّا صورت سوم ؛ بديهى است كه اين حالت نيز بىاعتبار است . زيرا اجتماع ناقصها هيچگاه كمال آفرين نخواهد بود . اگر انديشهء جمعشدهء آنها ناقص باشد ، خواه ناخواه رهبرى آنان نيز ناقص بوده و از پياده كردن نقشهء عدالت جهانى ناتوان خواهند بود .
اگر كسى بگويد : نقصان نسبى است و حدّ و اندازهء خاصّى ندارد و شايد از اين مقدار اندك نقص بتوان چشمپوشى كرد .
در پاسخ مىگوئيم : نه ! در اين موضوع مورد بحث ، مقدار اندك نقص هم ، كم اهميّت نيست . زيرا كمبود نسبت به هر چيزى با اهداف و خواستههاى مطلوب از آن در نظر گرفته مىشود ، و نقص در اين مورد بايد با آن هدف نقشهء كامل سنجيده شود . در اين صورت اگر هدف پياده شدن كامل نقشهء عدالت جهانى است ، هرگونه نقصى هر چند اندك باشد ؛ دليل بر آن است كه نقشه بطور كامل انجام نگرفته و هدف نهائى محقّق نشده است .
( 2 ) امّا صورت دوم ؛ از نظر تصوّر و انديشه ممكن است درست باشد . بدين صورت كه بگوئيم رأى و نظريّهء يك فرد ناقص و غير قابل قبول ، لكن رأى عموم و متّفق عليه ، مورد قبول باشد . در عين حال بايد در نظر داشته باشيم كه يك چنين رهبرى گستردهاى از زمامدارى هرگونه كشورى از دولتهاى امروز دقيقتر و مهمتر است ، و لذا مىبايست آن رأى همگانى از افرادى تشكيل شود كه هر يك از بينشى عميق و فرهنگى گسترده و انديشهاى و الا برخوردار باشند تا بتوان بر رأى برخاسته از آنان تكيه كرد و زمام رهبرى را به دست آنان سپرد ، يك چنين حالتى در طول تاريخ زندگى انسانيّت به وجود نيامده و در هيچ ملّت و هيچ كشور و دولتى ديده نشده ، تا چه رسد كه بخواهيم در سطح جهانى يك چنين حالتى داشته باشيم و اين مطلبى است كه هر كس با كمترين توجّه به نگرانى و آشفتگيهاى ملّتها و دولتها آن را يافته و وجدان مىكند . نظامات حاكم بر جهان و حكومتهاى دموكراتيك امروز دنيا را مىبينيم كه چه لغزشها و اشتباهات ، و در مواردى از روى عمد چه حقكشيها و جناياتى را مرتكب شدهاند .
( 3 ) آرى ، فقط در يك مورد كه مهمترين و بزرگترين موارد است مىتوان بدان
تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 498
مساهمون: سيد حسن افتخارزاده
ص٤٩٨