علائم مترتّب است ، ممكن است به هنگام ظهور ، پايان پذيرد و در اين هنگام بعد از ظهور ديگر بىمعنى خواهند شد ، لكن شرايط از آنجا كه در ايجاد ظهور مؤثّر مىباشند بايد در همان زمان ظهور وجود داشته باشند ، تا در مجموع شرط كامل پيروزى باشند ؛ زيرا با نبود برخى از شرايط ، اصل ظهور منتفى مىشود .
( 1 ) تفاوت ششم :
شرايط ظهور در برنامهريزى الهى دخيل مىباشند و مىبايست مورد توجّه قرار گيرند ؛ زيرا فرا رسيدن روز موعود متوقّف بر آنها است . بلكه قبلا دانستيم ( و اين مطلب ثابت شد ) كه انسانيّت از نخستين روز پيدايش تا روز ظهور در يك مسير واحد و در خطّ برنامهريزىشدهء الهى براى موفّقيّت ظهور آماده مىشده است ، لكن نشانهها هيچگونه دخالتى در اين مسير ندارند بلكه فايدهء مهمّ آنها اين است كه مسلمانها را از وجود آن روز آگاه ساخته و ذهن آنها را براى استقبال از آن روز آماده مىسازند .
( 2 ) تفاوت هفتم :
نشانههاى ظهور را مىتوان شناسائى كرد و مىتوانيم بفهميم كه كدام يك از آنها تاكنون موجود شده و كدام يك هنوز موجود نگشته ، و از آن راه پىبرد كه آيا ظهور نزديك است يا هنوز خيلى دور است .
امّا شرايط ، به طور اجمال قبلا گفتيم كه نمىتوان به تمام شرايط در يك زمان پيش از ظهور دست يافت ، و يا آنها را حاصل كرد . زيرا برخى از آن شرايط ، وجود تعداد كافى از افراد آزموده و با اخلاص در سطح جهانى بوده ، و بررسى درست و شناسائى آنها براى اشخاص عادى امكانپذير نيست ، و نمىتوانيم بفهميم كه آيا اين اشخاص به آن درجه از اخلاص لازم رسيدهاند يا نه ، و در پيدايش تعداد كافى از اين اشخاص هميشه شك و ترديد داريم . بنابراين حصول اين شرط براى جهانيان همواره نامعلوم است تا وقتى كه حضرت ظاهر شود ؛ در آن هنگام معلوم مىشود كه تمامى شرايط حاصل شده است ، و ظهور كاشف از تكميل شرايط است .
( 3 ) آنچه گذشت مجموعهء تفاوتها بين علامات ظهور و شرايط آن بود كه
تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 494
مساهمون: سيد حسن افتخارزاده
ص٤٩٤