تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 493

مساهمون:

ص٤٩٣
نشانه در يك زمان پديد مىآيد و پايان مىپذيرد و نشانه‌اى ديگر در زمانى ديگر . البتّه گاهى هم به طور تصادف در يك زمان چندين نشانه با هم پديد مىآيند . بنابراين نشانه‌ها همچنانكه ارتباط واقعى با يكديگر ندارند از نظر زمانى هم پراكنده مىباشند . ( 1 ) امّا شرايط اين گونه نبوده و مىبايست با يكديگر مرتبط باشند و در آخر كار موجب ظهور شوند ، و به تدريج ايجاد شده و آنچه كه وجود مىيابد استمرار داشته و از بين نرود . و اين گونه شرايط كه جزئى از برنامهء كلّى الهى هستند بعد از آنكه موجود شوند ديگر امكان ندارد كه از بين بروند . و هرگاه پديد آيد همراه و هماهنگ شرط اوّل است ، و به همين‌گونه شرايط يكى بعد از ديگرى با يكديگر جمع شده تا آخرين لحظه از دورهء غيبت كبرى آخرين شرط به عنوان جزء اخير از علّت تامّه حاصل مىشود و در پى بىآن ظهور تحقّق مىيابد . تفاوت بعدى را از همين جا مىتوانيم بهتر بفهميم . ( 2 ) تفاوت چهارم : علامت ظهور ، رويدادى عارضى است كه طبيعتا ادامه و گسترش ندارد و هر اندازه كه به طول انجامد در نهايت دوامى نخواهد داشت ؛ بر خلاف شرايط كه به طبيعت حال خود مستلزم بقا و تداوم است ، و بر طبق برنامه‌ريزى الهى تا هنگام ظهور حضرت آن شرايط پديد آمده مىبايست باقى باشد تا نتيجهء خود را بدهد و ظهور تحقّق يابد . ( 3 ) تفاوت پنجم : تمامى علامات پيش از ظهور پديد آمده و از بين مىرود ؛ لكن شرايط به طور كامل به وجود نمىآيند مگر نزديك ظهور و يا به هنگام وقوع آن و ممكن نيست كه از بين بروند ؛ و الّا لازم مىآيد كه شرط از مشروط جدا شده و نتايج با مقدّمات ارتباط و پيوستگى نداشته باشند و وقوع چنين چيزى محال است . سرّ اين مطلب در نتايج و آثارى كه بر اين دو مفهوم مترتّب مىباشد ، نهفته است زيرا علائم با همان خصوصيّاتى كه دارند نشانه‌هايى هستند كه بر وقوع ظهور دلالت مىكنند ، و كاشف از تحقّق آن مىباشند ، و وظيفه‌اى كه بر آن