در اين مرحله همين اندازه كفايت مىكند كه بگوئيم تفاوت سخن ما و آنچه كه اين روايت مىگويد ، در اين است كه كمى مسئوليّت به نظر ما ، وابسته به شرايط ظلم و ستم جامعه است ، ولى در روايت ، كمى مسئوليّت را مربوط به ضعف تبليغ اسلامى ، و به دنبال آن جهل و نادانى و بىخبرى نسبت به عقايد دينى دانسته است .
( 1 ) و هر دو مطلب نيز درست است ، زيرا هر دو باعث مىشود كه مسئوليّت فرد كمتر گردد ، تا چه رسد به اينكه هر دو در يك جا جمع شود ، چنان كه در چندين سال و چندين دوره از زمان غيبت كبرى ، اين حالت بوجود آمده است . و مقصود از اينكه به اين روايت استشهاد كرديم ، آن بود كه از تقليل و كم بودن مسئوليّت در بعضى از شرايط ، كسى تعجّب نكند و نمونهاى از آن را ببينيم .
( 2 )
نكتهء دوم : [ رابطه كاهش مسئوليت و قانون آزمايش و تمحيص ]
با وجود اينكه مسئوليتها ، در دورهء فتنهها و انحرافات كمتر مىشود ، ولى بايد بدانيم كه منافاتى با قانون آزمايش و تمحيص ندارد ، و با روايتى كه قبلا آورديم كه در هنگام غيبت حجّت خدا ، خشم و غضب پروردگار بر دشمنانش بيشتر مىشود ، مخالف نيست .
اين مطلب را از دو جهت مىتوانيم مورد بررسى قرار دهيم :
( 3 ) جهت اوّل :
قلّت مسئوليّت با تمحيص و آزمايش منافاتى ندارد ؛ زيرا ما نگفتيم كه اصلا مسئوليّت از بين مىرود . چگونه چنين شود ، در حالى كه نافرمانى خدا مسئوليّتى بزرگ و كيفرى بس زياد را در بر دارد ! ؟ ما گفتيم كه به هنگام اضطرار غير مستقيم ، در مقايسه با حالت اختيار مطلق ، مسئوليّت كمتر مىشود .
( 4 ) و به عبارت ديگر ، در دورهء فتنه و آشوب ، مسئوليّت يك فرد از زمان حضور رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - و دورهء تشريع دين و زندگى در كنار رهبران مذهبى كمتر خواهد بود ، چه در زمان ائمّه و رسول خدا ، و چه در زمان ظهور حضرت مهدى ؛ كه در آن هنگام مسئوليّت انسان از مسئوليّت دوران