از ياد نبرد ، حتّى اگر در مقابل خطر مرگ قرار گيرد ، مخصوصا در جائى كه هدفى عالى و آرمانى بزرگ داشته باشد ، به طورى كه مىبايست جانش را در راه آن فدا كند .
( 1 ) هر چه اختيار انسان كمتر باشد ، مسئوليّت او هم كمتر خواهد بود ، تا جائى كه در مواردى ممكن است اصلا مسئوليّت از بين برود ، لكن در موارد اضطرارهاى غير مستقيم ، مسئوليّت به صورت ناقصى وجود دارد ، چون ممكن است انسان آن كار را به صورتى ديگر انجام دهد و كارى را كه گناه و عصيان محسوب مىشود ، انجام ندهد و براى خود راه چارهاى پيدا كند ، و در هر جا كه آزادى و اختيار بيشتر باشد ، خواه ناخواه مسئوليّت هم سنگينتر و زيادتر خواهد بود .
( 2 ) تفاوت درجات مسئوليّت ، سخن تازهاى نيست ، بلكه نمونههاى بسيارى را مىتوان در قانون براى آن ذكر كرد :
مثلا قتل را به قتل عمد و شبه عمد و خطا تقسيم كردهاند . و كيفر عمد را اگر به شبه عمد يا خطا جارى كنند ظلم مىدانند ، چنان كه همان قتل را به قتل سابقهدار ، كه اصرارى بر آن شده و يا نشده باشد نيز تقسيم كردهاند ، و گفتهاند كه اگر آنچه را كه كيفر اوّلى است ، بر دومى جارى سازند ، ظلم و ستم خواهد بود . و همينطور است در مورد دزد ، كه اگر كيفر دزدى معمولى را در مورد دزدى كه در شرايط گرسنگى و اضطرار دزدى كرده است ، جارى سازند ، ظلم و ستم خواهد بود .
( 3 ) در قوانين اسلامى ، مىبينيم كه كيفر زناى غير محصنه « 1 » شديدتر است . تمامى اين موارد به خاطر آن است كه درجهء اختيار در آنها كمتر شده و به همان نسبت مسئوليّت سبكتر مىشود ، و به دنبالش درجهء استحقاق عقاب و كيفر كمتر خواهد شد .
هامش
( 1 ) كلمهء محصنه از حصن مىآيد . مردى كه زن دارد و زنى كه شوهر دارد ، در واقع در حصار و دژ عفاف به سر مىبرند و اگر پا را از اين حصار فراتر بنهند و كارى نامشروع انجام دهند ، كيفرشان سختتر و شديدتر است . ( مترجم )