مىرسد ، مثل اينكه خانهاش را براى پرداخت قرضهايش ، و يا براى درمان بيماريش و امثال اينها بفروشد .
( 1 ) اين دو مرتبه ( سوم و چهارم ) با اختيار منافات ندارد ، زيرا فعل با اراده انجام مىگيرد ، گرچه مطابق خواسته و ميل و يا عقيدهء انسان نيست . ولى دو مرتبهء اوّل و دوّم با اختيار منافات داشت ، و در آن موارد سلب اختيار شده بود .
( 2 ) مرتبهء پنجم : موردى كه مىتوانيم آن را اضطرار غير مستقيم بناميم ، كه عبارت باشد از انجام كارى بر اثر انگيزههاى عمومى و يا خصوصى ، كه انسان كارى را با اراده و اختيار خود انجام مىدهد ، لكن به گونهاى است كه چارهاى هم جز انجام ندارد ، گرچه از نظر عقلى راه چارهاى هست ، لكن فعلا بهترين راه براى او همين است .
( 3 ) بسيارى از كارهاى مردم ، از اين قبيل است ، مثل اينكه تاجرى كالاى خود را گاهى ارزانتر از قيمت معمولى مىفروشد ، و يا كسى كه به چيزى عادت كرده براى بهبود حال خويش آن اعتياد را انجام مىدهد - مثلا دائم الخمر و يا معتاد به موادّ مخدّره - و يا ادامهء كار در يك گروه و طبقهء مخصوص ، كه به ناچار در همان رشتهء تخصص خود عمر خود را مىگذراند ، همچون طبيبى كه اصلا كارى به مسائل فيزيكى و يا مهندسى ندارد و به ناچار همان رشتهء پزشكى خود را ادامه مىدهد ، و يا همچون كسى كه از آداب و رسوم اجتماعى و سنّتهاى قومى و قبيلگى خود تبعيّت مىكند ، و يا همچون اضطرار انسان گرسنه و احتياج او به غذا در موعد مقرّر ، تا جائى كه به سر حدّ ترس از مردن نرسد ، كه در اين صورت وارد مرتبهء چهارم مىشود و مصداق اضطرار خواهد بود .
( 4 ) در اين حالت و مرتبه ، دو زمينه از حيث حفظ اختيار وجود دارد :
زمينهء اوّل : فرد در شرايطى است كه جز انجام آن كار چارهاى ندارد و نمىتواند آنها را ترك كند و عرفا چارهاى جز آن كار براى او نيست .
زمينهء دوم : انگيزهها ، به آن درجه از حتميّت و تعيّن نرسيده ، بلكه فرصتى براى انسان وجود دارد كه در آن فرصت كارى را كه مىخواهد ، انجام دهد ، و آنچه را كه خود اراده مىكند برگزيند ، گرچه عوامل واداركننده براى او بسيار باشد .
تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 473
مساهمون: سيد حسن افتخارزاده
ص٤٧٣