فسادش افزونتر باشد . و همين اندازه كافى است كه بدانيم كه همين درگيريها و جنگها بوده است كه جمع مسلمين را پراكنده و وحدتكلمهشان را به تفرقه و جدائى مبدّل ساخته ، و موجب شده است كه دشمنان چشم طمع به آنها دوخته و راه نفوذ استعمار را در كشورهاى اسلامى باز كرده است ، چنان كه در قرون اخير شاهد آن بودهايم .
( 1 ) اگر گفته شود : پس چرا اخبار تقيه فقط در كتب شيعه آمده است و در كتب ديگر فرق اسلامى ، بحثى از آن نشده است ؟
در پاسخ مىگوئيم : مضمون گسترده و جامع تقيه ، چيزى است كه از محتواى بسيارى از احاديث و روايات هر دو فرقه به دست مىآيد ، و فقط از لحاظ لفظ و اصطلاح با يكديگر اختلاف دارند ، و هر يك اصطلاحى براى آن وضع كردهاند . در اخبار اماميّه به نام « تقيّه » ناميده شده ، و در كتب اهل سنّت به نام « عزلت » بنابراين تنها شيعيان نيستند كه اين مضمون و محتوى را در كتب خود نقل كرده باشند .
( 2 ) اگر گويندهاى بگويد : در برخى از اخبار ، وجوب تقيّه را فقط در مورد حفظ جان در مقابل اهل سنّت مطرح كردهاند ، و اين گوياى آن است كه اين حكم فقط مربوط به همين موارد است ، و قرينهاى است بر اينكه مقصود از تمام اخبار تقيّه همين مقابله با اهل سنّت است .
در پاسخ مىگوئيم : درست است ، آرى ، چنين رواياتى وارد شده و از ائمّهء معصومين - عليهم السلام - نقل شده است ، لكن از باب تطبيق يك حكم عام است بر بعضى از مواردش ؛ بدان جهت كه در دوران ائمّه مصداق بارزش ، همان خويشتندارى از زيانى است كه از سوى اكثريّت اهل سنّت مخصوصا حكومتهاى وقت به آنها مىرسيده است ، و ائمّه - عليهم السلام - به خاطر حفظ جان شيعيان خود به آنها تذكّر مىدادهاند ، كه خيلى در مقابله با آنها تندروى نكنند و درگيرى ايجاد ننمايند ، كه چه بسا پىآمدهاى ناگوارى را در برخواهد داشت . و از اين جهت ، به آنها دستور تقيّه در همين موارد را مىدادند و مصداق را نيز تعيين مىكردند ، نه اينكه تعيين مصداق ، موجب اختصاص حكم به همين مورد باشد .
تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 442
مساهمون: سيد حسن افتخارزاده
ص٤٤٢