تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 444

مساهمون:

ص٤٤٤
چه اثر مهمّى در زندگى افراد دارد و چگونه مىتوان بدان وسيله از كيد و مكر دشمنان در امن بود و زندگى و عقيده و تلاش و كار خود را از خطرات حفظ كرد ؛ و تا انسان نتواند بر خود مسلّط باشد كه در جائى كه نبايد حرف بزند و يا كارى را انجام دهد ، حرف نزند و عمل نكند ، به اين فوائد دسترسى پيدا نخواهد كرد ؛ و لذا حضرت صادق در آن روايت ، تقيّه را به « سدّ ذو القرنين » تشبيه كرد ، و فرمود : « اگر به تقيّه عمل كردى ، هيچ كارى عليه تو انجام نخواهند داد و مكر و حيله‌اى بر تو وارد نخواهند كرد ، و آن دژ محكمى است و سدّى نفوذناپذير ، كه دشمنان رخنه‌اى در آن نمىتوانند وارد كنند » زيرا وقتى كه يك فرد ، خودش از خود مواظبت كرد و تقيّه را پيشهء خود ساخت و بهانه‌اى به دست آنها نداد ، آنها راهى براى ضرر رساندن به او ندارند . ( 1 ) دوم : جملهء « إنّ من لا تقيّة له لا دين له » ، يا « لا ايمان له » ؛ و يا « تسعة أعشار الدّين فى التقيّة » « 76 » . مقصود از اين جملات ، واضح و روشن است ؛ زيرا در صورتى كه ترك شود ، باعث ريشه‌كن شدن افراد با اخلاص مىشود و ديگر دينى باقى نمىماند . زيرا ما از كلمهء تقيّه ، جز آن را نفهميديم كه در مواردى ، به اندازهء معيّن كه مشروع باشد ، بايد جهاد و امر به معروف و نهى از منكر را ترك كرد ، و آن موارد ، جاهائى بود كه خطرى بزرگ ، افراد با ايمان و مخلص را تهديد كند ، و ادلّهء تقيّه بيشتر از اين معنى را نمىرسانيد . بنابراين ترك تقيّه يعنى انجام دادن عمل نامشروع ، زيرا وقتى كه كارى موجب شود كه جان عدّه‌اى از افراد با اخلاص به خطر بيفتد ، نامشروع و حرام خواهد شد ، بلكه گناهى بزرگ است كه انجام دهندهء آن از دين و ايمان كاملا دور مىشود ، چنان كه روايات گوياى آن بود . اين مطلب ، هم از روايات شيعه و هم از روايات اهل سنّت فهميده مىشود ، با در نظر گرفتن نكات و تذكّراتى كه قبلا در اين باره داديم . ( 2 ) سوم : فرمايش حضرت رضا - عليه السلام - كه فرمود : « انّ اكرمكم عند
هامش
( 76 ) ترجمه : كسى كه تقيه ندارد دين ندارد . و يا : ايمانى براى او نيست . و يا : نه دهم دين در تقيه است .