( 1 ) و واضحترين دليل بر اينكه حكم تقيّه در تمامى گروههاى اسلامى بود ، و مخصوص به تقيّه از يكديگر نبوده و شامل تقيّه از كفّار هم مىشده است ، اين آيهء شريفه است كه خداوند مىفرمايد :
لا يَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكافِرِينَ أَوْلِياءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ وَ مَنْ يَفْعَلْ ذلِكَ فَلَيْسَ مِنَ اللَّهِ فِي شَيْءٍ إِلَّا أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقاةً
« 73 » اين آيه دلالت مىكند بر جواز تقيّهء مسلمين از كفّار . و داستان عمّار بن ياسر - رضوان اللّه عليه - با مشركين معروف است كه او را وادار كرده بودند كه از اسلام ( نه از مذهب معيّن و مخصوصى ) برائت جويد و دست بردارد .
و شمول و عموميّت احكام قرآن بر تمامى مسلمين ، از ضروريّات دين مىباشد .
( 2 ) چهارم : فهم و بررسى جملات و كلمات اخبار تقيّه در پرتو برداشتهاى گذشته ؛ كه اين بررسيها در ضمن چند شماره انجام مىگيرد :
اوّل : جملهء « التقية جنّة المؤمن » : تقيّه سپر مؤمن است ، بدان معنى كه او را حفظ مىكند و مىپوشاند ؛ و كلمهء « مجن » كه از همان ريشه گرفته شده است به معناى سپرى است كه يك جنگجو از آن استفاده مىكند كه تيرى و يا شمشيرى بر او اصابت نكند .
خداوند متعال فرموده است :
اتَّخَذُوا أَيْمانَهُمْ جُنَّةً *
« 74 » يعنى : سوگند خوردنهاى خود را سپر خويش قرار دادهاند . و در حديث است كه « الصوم جنة » « 75 » ، يعنى : روزه سپرى است .
( 3 ) در تمامى اين كلمات ، حالت حفاظت و در امن بودن از شرّ و آفت به صورت پناهندگى و پوشش در زير يك وسيلهء نگهدارنده و پوشاننده كه سپر يا سوگند و يا روزه باشد ، آمده است .
آثار و فوائد تقيّه در موارد جواز و يا وجوب آن ، معلوم و روشن است كه
هامش
( 73 ) آل عمران / 28 .
( 74 ) منافقون / 2 .
( 75 ) مفردات راغب اصفهانى / 98 .