ندارند ، چگونه ممكن است شرايط ظهور را قبول داشته باشند ؟
( 1 ) مىگوئيم : شرط ظهور ، از جمله چيزهائى است كه خداوند براى گسترش عدل و داد در سراسر گيتى برنامهريزى كرده است ، چه اينكه حضرت مهدى - عليه السلام - پيش از ظهورش غايب باشد يا نباشد ؛ و از ديدگاه كسى كه اصل مهدويّت حجّة بن الحسن را قبول ندارد ، شرايط ظهور از جمله چيزهائى است كه پيش از تولّد مهدى اسلام ، حتمى و ضرورى است ، كه هرگاه آن شرايط ايجاد شد ، خداوند حضرت را به دنيا مىآورد . بنابراين نگهدارى و حفظ جان افراد با اخلاص براى روز موعود ، از هر دو ديدگاه شيعه و سنّى مورد قبول و صحيح مىباشد .
( 2 ) بلكه اگر اندك تأمّلى در اين مسأله بكنيم ، مىبينيم كه نشستن و نگهدارى زبان و كنارهگيرى از جامعه ، خود يك نوع تقيّه عملى است ؛ زيرا تقيّه معنائى جز حفظ جان از شرّ اشرار و به دور ماندن از تحريكات آنها كه گاهى باعث قيام و نهضت ما مىشود ، ندارد . بنابراين ، تقيه وقتى تحقّق پيدا مىكند كه اصلا رو در رو نشود ، و زبان خود را از درگيرى با منحرف نگهدارد ، چنان كه نشستن و چيزى نگفتن ، خود تقيه كردن است . بنابراين اخبار و روايات شيعه و سنّى ، گوياى يك مطلب مىباشند .
( 3 ) از اين برداشتى كه ما از روايات و اخبار داشتيم ، چندين مطلب فهميده مىشود :
اوّل : كارها و كوششهاى اجتماعى اسلامى ، اگر بخواهد مطابق با برنامهريزى الهى باشد ، بايد در محدودهء احكام و تعاليم اسلامى قرار گيرد ، و چيزى زيادتر و كمتر از آنها نباشد ، كه هرگونه كموكاستى و يا فزونى ، نوعى انحراف از اسلام و دين به حساب مىآيد .
امّا زياده و بيشتر از وظيفه انجام دادن ؛ بدان معنى كه بخواهد كارى را كه بر او واجب نيست ، و يا احيانا از آن نهى شده است انجام دهد ، كه اين عمل موجب بيهوده از دست دادن نيروى افراد با اخلاص و به تعويق انداختن شرايط ظهور مىباشد .
تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 439
مساهمون: سيد حسن افتخارزاده
ص٤٣٩