هدايت تمامى جهان و جهانيان تحقّق نمىيافت و جامهء عمل نمىپوشيد . و حال اينكه انگيزهء مهمى براى شتاب داشتن در جهاد نيست ، زيرا علاوه بر آنكه نتيجهاى فورى ندارد ، باعث به تعويق انداختن ظهور حضرت و تأخير در اصلاح جهان مىشود .
( 1 ) و اگر امر دائر باشد بين جهادى عجولانه در گوشهاى از جهان ، و بين جهاد در زمان خود حضرت و در سطح جهانى ، خواه ناخواه دومى با برنامهريزى كلّى الهى مطابقتر خواهد بود ؛ زيرا هدف نهائى از خلقت انسان مترتّب بر آن مىباشد ، و با انجام يافتن آن ، بشريّت به آخرين هدف خود مىرسد .
( 2 ) اگر كسى بگويد كه : اگر بعضى از اين افراد با اخلاص جهاد كنند ، و گروهى ديگر تقيّه نمايند و آنان ذخيرهء روز موعود باشند ، چه اشكالى دارد ؟
مىگوئيم : اگر دستور تقيّه نباشد و امر به جهاد واجب العمل باشد ، در اين صورت ، جهاد بر همهء مسلمين واجب خواهد بود و ترك آن عصيان و گناه است ، و با اخلاص و تقوى منافات دارد ، و تمامى افراد با اخلاص در تمام گوشه و كنار جهان مىبايست قيام كنند و به آن عمل نمايند . و اين عمل ، به تدريج باعث ناتوان شدن و كمبود نفرات و امكانات افراد با اخلاص و باتقوا مىشود ؛ زيرا دانستيم كه اصولا اين افراد نسبت به ديگر افراد منحرف و تبهكار ، در اقليّت مىباشند ، و با از بين رفتن آنان ، يكى از شرايط مهمّ ظهور از بين مىرود و ديگر به وجود نمىآيد .
( 3 ) بنابراين مفهوم درست و عميق تقيه ، همان چيزى مىشود كه نتيجه بحث ما در مورد عزلت و كنارهگيرى شد ، و اخبار وجوب عزلت و نگاهداشتن زبان گوياى آن بودند ، و نسبت به آنها دستورى جديد و سخن تازهاى نيست تا از سوى اهل سنّت مورد تاختوتاز قرار گيرد ، و اين اعتقاد را بر شيعيان خرده بگيرند و سرزنش كنند ؛ زيرا امر به عزلت و نگهدارى زبان ، علاوه بر آنكه بر طبق قواعد كلّى اسلامى مىباشد ، همان نتيجه را مىدهد كه از تقيّه به دست مىآيد ، كه عبارت باشد از نگهدارى جان و خون و عقايد افراد با اخلاص و مؤمن از آزمايش بدر آمده ، براى همكارى و پذيرش مسئوليّتهاى بزرگ در روز ظهور حضرت .
( 4 ) اگر گفته شود : اهل سنّت ، غيبت حضرت مهدى - عليه السلام - را قبول
تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 438
مساهمون: سيد حسن افتخارزاده
ص٤٣٨