( 1 ) قرينهء دوم : اخبار و روايات ديگرى كه در اين مورد وارد شده است ، دلالت بر اين دارند كه مقصود از حفظ زبان ، رها كردن سخن زشتى است كه موجب نافرمانى و خشم خداوند است ؛ و اين است معناى آنچه كه گفتيم كه سخن ، موجب مشاركت در تأييد فتنه و انحراف مىشود ، و در اين صورت سخنى كه ضدّ فتنه باشد ، جايز ، بلكه از نظر اسلام واجب است .
( 2 ) ابن ماجه « 58 » از حضرت رسول نقل كرده است كه آن حضرت فرموده است :
« آن كس كه به خدا و روز رستاخيز ايمان آورده است ، بايد گفتارى نيكو داشته باشد ، و يا دم فرو بندد و ساكت باشد . »
( 3 ) و از آن حضرت نيز نقل كرده است :
« همانا مردى به گفتارى لب مىگشايد كه موجب خشم خداوند مىگردد و باكى از آن ندارد ، و به خاطر اين گفتارش هفتاد سال در جهنّم فرو مىافتد . »
( 4 ) و در حديث ديگرى آمده است كه :
« همانا يكى از شماها سخنى مىگويد كه موجب خشم خداوند مىشود ، و گمان نمىكند كه اين گفتارش به آنجا كه بايد برسد مىرسد ، پس خداوند خشم خود را بر او تا روزى كه خدا را ملاقات كند حتمى مىگرداند . »
( 5 )
قسم هفتم : امر به تقيّه در دوران غيبت كبرى
اين مضمون ، فقط در اخبار اماميّه و كتب شيعه ديده مىشود ، و ديگران در اين باره چيزى نقل نكردهاند . و به عبارت ديگر ، اين مطلب از ويژگيهاى شيعه است :
( 6 ) 1 ) صدوق در كتاب كمال الدين « 59 » ، و شيخ حرّ عاملى در كتاب وسائل الشيعة « 60 » ، و طبرسى در اعلام الورى « 61 » از حضرت رضا - عليه السلام - روايت
هامش
( 58 ) سنن ابن ماجه 2 / 1313 .
( 59 ) كمال الدين / 371 .
( 60 ) وسائل الشيعة ( طبع سنگى ) 2 / 545 ؛ طبع حروفى 11 / 466 .
( 61 ) اعلام الورى / 408 .