فرمانبردارى از حكومت باطله را در صورتى كه دستور به اطاعت خدا بدهد واجب مىداند ، و حال اينكه از نظر اسلامى درست نيست ؛ زيرا وجوب طاعت ، مخصوص حاكم شرعى عادل است و لذا بايد بعضى از اخبار گذشته را بر اين مطلب حمل نمود ، و آن رواياتى را كه با قواعد كلّى ناسازگار است ، كنار نهاد .
( 1 ) و امّا اخبار و رواياتى كه گوياى دشوارى صبر و پايدارى در محيط فتنه و آشوب بود ، آنها مطلبى صحيح و درست را مىگفتند ؛ زيرا چه تصورى مىشود دربارهء انسانى راستگو در ميان جمعى دروغگو ، و فردى امين و درستكار در بين جمعى خائن و متجاوز داشت . حال مؤمن در بين انسانهاى منحرف آنچنان است ، و اين خود يكى از موارد تمحيص و آزمايش الهى در دوران غيبت كبرى مىباشد .
( 2 ) امر دوم : اخبارى كه دلالت بر وجود يأس و نوميدى مىكرد ، مضمونى درست و مطابق با قاعده داشت ، زيرا طولانى شدن دوران غيبت ، خود يكى از حلقههاى زنجير آزمايش الهى است ؛ چون در آن دوره ظلم و ستم فزونى مىيابد و شكوه ستمكاران ، بيچارگان ، و مظلومان را در خود فرو مىبرد ، و فكر مىكنند كه اين زندگى نكبتبار ، سرنوشتى حتمى و جاويدان براى آنها خواهد بود ، و از اين جهت دچار يأس و نوميدى مىشوند . همانگونه كه ادامه غيبت حضرت نيز از روى شكّ و انكار اشخاص مادّى ، پرده بر خواهد داشت و ترديدهاى درونى را آشكار خواهد ساخت .
وقتى مىبينيم اكثريّت مردم ، دچار ضعف اراده هستند و جامعهء انسانى از همين اشخاص تشكيل مىشود و همينها هستند كه نتوانستهاند از امتحان خدا موفّق و پيروز بيرون آيند ، خواه ناخواه چهرهء حاكم بر اين جامعه يأس و نوميدى خواهد بود ، به همانگونه كه اين روايات گوياى آن بودند .
( 3 )
قسم ششم : دستور نگهدارى زبان در فتنهها
1 ) در روايتى كه صدوق در كمال الدين از امام باقر - عليه السلام - روايت كرده بود ، ديديم كه حضرت بهترين روشى را كه ممكن است يك مؤمن در زمان غيبت در پيش گيرد ، حفظ زبان و خانهنشينى دانستند .