روايات ، با روايات ديگرى كه در صحيح مسلم و بخارى نقل شده - و با مضامين اين روايات مخالف است - تعارض دارد . و از آنجا كه آن روايات ، با قواعد اسلامى ، بيشتر موافق و مطابق است ، مىبايست آنها را مورد عمل قرار دهيم :
( 1 ) 1 ) مسلم و بخارى « 51 » حديثى را با لفظى نزديك به هم نقل كردهاند كه ما عبارتى را كه بخارى نقل كرده است مىآوريم :
عبد اللّه بن عمر از حضرت رسول - صلّى اللّه عليه و آله - روايت مىكند كه آن حضرت فرمود :
« بر انسان مسلمان ، اطاعت و فرمانبردارى در آنچه دوست و يا ناخوش دارد ، تا جايى لازم است ، كه مأمور انجام معصيت نشود . و هرگاه دستور معصيت به او دادند ، در آن صورت ديگر نبايد اطاعت كند و فرمان ببرد . »
( 2 ) 2 ) مسلم « 52 » از حضرت رسول روايت كرده است كه :
« اطاعت و پيروى ، در مورد كار معروف و نيك است . »
( 3 ) 3 ) و نيز روايت كرده است « 53 » از عبد اللّه بن عمرو بن العاص در ضمن حديثى كه از معاويه نقل مىكند كه او گويد : حضرت ساعتى درنگ كرد و سپس فرمود :
« در اطاعت خدا از او اطاعت ، و در معصيت خدا با او نافرمانى نما . »
و ديگر احاديثى كه در اين مورد آمده است .
با وجود اين روايات ، مىتوانيم آن روايات صبر و پايدارى را مربوط به جائى بدانيم كه حاكم دستور به معصيت خدا ندهد ، و يا قانونى انحرافى وضع ننمايد ، و يا عقيده و انديشهاى باطل را رواج ندهد ؛ كه اگر اين كارها را كرد ، ديگر اطاعت او بر انسان لازم نيست .
( 4 ) در قواعد علم اصول ، بديهى است كه عام را بر خاص ، و مطلق را بايد بر مقيد حمل كنيم ، و بدين صورت بين دو روايت جمع نمائيم ، لكن اين تقييد
هامش
( 51 ) صحيح بخارى 9 / 78 ؛ صحيح مسلم 6 / 15 .
( 52 ) صحيح مسلم 6 / 16 .
( 53 ) صحيح مسلم 6 / 18 .