تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 430

مساهمون:

ص٤٣٠
روايات ، با روايات ديگرى كه در صحيح مسلم و بخارى نقل شده - و با مضامين اين روايات مخالف است - تعارض دارد . و از آنجا كه آن روايات ، با قواعد اسلامى ، بيشتر موافق و مطابق است ، مىبايست آنها را مورد عمل قرار دهيم : ( 1 ) 1 ) مسلم و بخارى « 51 » حديثى را با لفظى نزديك به هم نقل كرده‌اند كه ما عبارتى را كه بخارى نقل كرده است مىآوريم : عبد اللّه بن عمر از حضرت رسول - صلّى اللّه عليه و آله - روايت مىكند كه آن حضرت فرمود : « بر انسان مسلمان ، اطاعت و فرمانبردارى در آنچه دوست و يا ناخوش دارد ، تا جايى لازم است ، كه مأمور انجام معصيت نشود . و هرگاه دستور معصيت به او دادند ، در آن صورت ديگر نبايد اطاعت كند و فرمان ببرد . » ( 2 ) 2 ) مسلم « 52 » از حضرت رسول روايت كرده است كه : « اطاعت و پيروى ، در مورد كار معروف و نيك است . » ( 3 ) 3 ) و نيز روايت كرده است « 53 » از عبد اللّه بن عمرو بن العاص در ضمن حديثى كه از معاويه نقل مىكند كه او گويد : حضرت ساعتى درنگ كرد و سپس فرمود : « در اطاعت خدا از او اطاعت ، و در معصيت خدا با او نافرمانى نما . » و ديگر احاديثى كه در اين مورد آمده است . با وجود اين روايات ، مىتوانيم آن روايات صبر و پايدارى را مربوط به جائى بدانيم كه حاكم دستور به معصيت خدا ندهد ، و يا قانونى انحرافى وضع ننمايد ، و يا عقيده و انديشه‌اى باطل را رواج ندهد ؛ كه اگر اين كارها را كرد ، ديگر اطاعت او بر انسان لازم نيست . ( 4 ) در قواعد علم اصول ، بديهى است كه عام را بر خاص ، و مطلق را بايد بر مقيد حمل كنيم ، و بدين صورت بين دو روايت جمع نمائيم ، لكن اين تقييد
هامش
( 51 ) صحيح بخارى 9 / 78 ؛ صحيح مسلم 6 / 15 . ( 52 ) صحيح مسلم 6 / 16 . ( 53 ) صحيح مسلم 6 / 18 .