تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 425

مساهمون:

ص٤٢٥
در مواردى كه عزلت و كناره‌گيرى حرام است ؛ بايد در متن جامعه زندگى كرد و به كارهاى اجتماعى پرداخت . ( 1 ) در همين گونه روايات ، جملات و عباراتى ديگر نيز آمده است كه جهاد را در همين شرايط لازم دانسته ، و در عين حال كه نصيحت به فرار از فتنه‌ها مىكند ، وادار به جهاد نيز مىنمايد ، و وجوب فرار را مربوط به كسانى مىداند كه نتوانند جهاد كنند و از آن عاجز باشند ، و جهاد در مرتبهء جلوتر قرار دارد ، چنان كه از نظر قواعد عمومى نيز صحيح همين است . ( 2 ) ابن ماجه « 39 » روايت كرده است كه حضرت رسول فرموده است : « بهترين طرز زندگى مردم ، آن است كه يك شخص افسار اسبش را در راه خدا به دست گيرد و بر پشت او بجهد و شتابان بتازد ؛ از هر جا فريادى شنيد و در هر گوشه‌اى اضطرابى مشاهده كرد ، به سوى آنجا بشتابد و در پى مرگ يا كشته شدن ( در راه خدا ) باشد . و يا شخصى در بالاى كوه و يا درّه‌اى از همين كوه و درّه‌ها به دنبال گوسفندانش باشد و به نماز بايستد و زكاتش را بدهد و خدايش را بپرستد تا آن لحظه كه مرگش برسد . اين دو گروه از مردم ، هميشه در حال خير و خوبى هستند . » ( 3 ) و همو نيز « 40 » از ابو سعيد خدرى روايت كرده است كه مردى به حضور رسول خدا آمد و گفت : كدام يك از مردم برتر و بهترند ؟ حضرت فرمود : مردى كه در راه خدا با جان و مالش پيكار كند و بكوشد . پرسيد : بعد چه كسى ؟ فرمود : مردى كه در درون درّه‌ها به عبادت خدا بپردازد و مردم را از شرّ و آفت خود حفظ كند و آسيبش به كسى نرسد . ترمذى « 41 » نيز حديث ديگرى را به همين مضمون نقل كرده است . ( 4 ) بنابراين در دورهء فتنه و آشوب ، تكليف و وظيفهء دينى به دو دستور تقسيم مىشود كه ديگر شقّ سومى ندارد ؛ آن كس كه از دينش آگاهى دارد و وظائفش را
هامش
( 39 ) سنن ابن ماجه 2 / 1316 . ( 40 ) سنن ابن ماجه 2 / 1317 . ( 41 ) صحيح ترمذى 3 / 320 .