و مقصود از زدن به كوه ، آن است كه شمشيرت را بشكن و از بين ببر .
( 1 ) پس مقصود از اين روايات ، آن است كه از جامعهاى كه فتنه و آشوب سراسر آن را گرفته است ، بايد كنارهگيرى كرد . عموميّتى كه در اين روايات مىباشد ، شامل جائى مىشود كه يك فرد بتواند وارد آن جامعه شود و آن را اصلاح كند ، و حال آنكه كنارهگيرى براى چنين فردى بر خلاف حكم شرعى و اصول كليّهء اسلامى است ، مگر اينكه از مواردى باشد كه عزلت و كنارهگيرى براى او هم جايز باشد ، مثل اينكه بترسد كه اگر وارد اين معركه شود ، انحراف و لغزش در دينش مىافتد كه در اين صورت براى او اشكالى ندارد .
( 2 )
قسم چهارم : فرار از فتنهها
بخارى در دو جا از كتاب صحيح « 35 » ، از ابو سعيد خدرى از حضرت رسول - صلّى اللّه عليه و آله - روايت كرده است :
« زمانى براى مردم پيش خواهد آمد كه بهترين مال هر كس گوسفند باشد كه براى چرانيدن آنها به بالاى قلّههاى كوه و مراتع سرسبز و جاهاى بارانى مىرود و دينش را از فتنهها سالم نگاه مىدارد . »
اين روايت را ابو داوود « 36 » و ابن ماجه « 37 » نيز به همين عبارت نقل كردهاند .
( 3 ) ابن ماجه روايتى ديگر را با اين عبارت نقل كرده است « 38 » :
« فتنههائى خواهد بود و بر درهاى آن خوانندگان و دعوت كنندگان به سوى آتش ، اگر بميرى در حالى كه ريشهء درختان را به دندان گرفتهاى ، بهتر است از اينكه دنبالهرو اينان باشى . »
اين روايات ، گرچه با مفهوم گستردهاى كه دارند با قواعد عمومى مخالف مىباشند ، ولى به هر حال مىتوان آنها را مربوط به مواردى دانست كه قبلا هم گفته بوديم ، كه همان موارد وجوب عزلت و كنارهگيرى از جامعه باشد . لكن
هامش
( 35 ) صحيح بخارى 8 / 129 ، و 9 / 66 .
( 36 ) سنن ابو داوود 2 / 418 .
( 37 ) سنن ابن ماجه 2 / 1317 .
( 38 ) سنن ابن ماجه 2 / 1318 ؛ صحيح مسلم 6 / 20 .