مىروند و اهدافى غير اسلامى دارند ، و يا اينكه در اين مورد يقين ندارد و احتمال آن را مىدهد . در اين صورت يارى هيچيك بر او جايز نيست ؛ زيرا اگر به يارى هر كدام برود ، يا يقين به خلاف دارد ، و يا احتمال خلاف و عمل حرام را مىدهد .
( 1 ) اگر اين روايات بر وجوب كنارهگيرى از هر دو گروه درگير در چنين مواردى دلالت كند ، سخنى درست و كارى صحيح است ، و شايد هم مقصود رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - همين بوده است كه فرموده است : « در اين صورت تو هم با مردم شريك شدهاى » يعنى در باطل و انحراف آنها شريك گشتهاى ، لكن عموميّت مفهوم روايات ، شامل گروه اوّل هم مىشود كه در اين صورت قابل قبول نخواهد بود .
( 2 ) همانطور كه دستور به تحمّل قتل را ، در صورتى كه وارد خانهاش بشوند ، نيز نمىشود پذيرفت ، زيرا با ضرورت عقل و شرع - كه دستور دفاع از جان را مىدهند و مىگويند اگر كسى تسليم قتل شود در حقيقت خود قاتل خويشتن است - مخالف است ، كه در اين صورت آن شخص در گناه قاتل نيز شريك است ، نه اينكه قاتل ، دو گناه را متحمّل شود ، بلكه هر دو مشمول فرمايش خداوند متعال در قرآن مجيد مىشوند كه مىفرمايد :
وَ مَنْ يَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ خالِداً فِيها وَ غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَ لَعَنَهُ وَ أَعَدَّ لَهُ عَذاباً عَظِيماً
« 29 » زيرا كه قاتل مباشر قتل است ، و مقتول هم ، خود وسيلهء قتل خود شده است .
( 3 ) ممكن است چنين به ذهن برسد كه وقتى يك فرد كاملا بدون سلاح باشد ، دفاع براى او امكان ندارد ؛ و در آن صورت تحمّل قتل براى او كارى منطقى و درست است ؛ زيرا چارهاى جز آن ندارد .
پاسخ آن است كه اين سخن نسبت به كسى كه بدون سلاح باشد درست است ؛ لكن روايات ، تنها او را نمىگويد ، زيرا افراد ديگرى را نيز شامل مىشود ، چون دستور مىدهد : كمانهاى خود را بشكنيد ، و زههاى كمان خود را
هامش
( 29 ) نساء / 93 : و كسى كه مؤمنى را عمدا و از روى قصد بكشد ، سزاى او دوزخ است كه هميشه در آن ماندگار است . و خدا بر او خشم و لعن و نفرين كرده و براى او عذاب و شكنجه بزرگ آماده ساخته است .