كافى كه بتوانند با الهام از آنها خود را از انحراف نگهدارند در آنها نمىباشد ، لذا آن كس كه بيش از همه ، حفظ و نگهدارى ايمان خود را لازم مىداند ، مىبايست از جامعه كنارهگيرى كند و گرانبهاترين چيز را در اين راه فدا نمايد ، گرچه لازمهء كنارهگيرى ، زندگى كردن در كنار آغل گوسفندان باشد . و اين حكمى صحيح و به جا است ، چنان كه در چهارمين صورت از اشكال عزلت متذكر آن شديم .
( 1 ) و اين عبارت ، چنين نمىرساند كه شخصى كه در خود ، توان مقابله با انحرافات را مىبيند ، و مىتواند رو در روى انحرافات بايستد ، بر او هم لازم باشد كه كنارهگيرى كند . نه ، چنين نيست ، بلكه بر چنين شخصى واجب و لازم است كه دست به كار شود و براى اعلاى كلمهء خدا و استوارى و استقرار مفاهيم اسلامى در جامعهء خود و در جان ديگران برنامهريزى نمايد و بكوشد .
( 2 )
قسم دوم : عدم مشاركت در قتل
رواياتى كه دلالت بر عدم مشاركت در قتل دارد ، بلكه تحمّل قتل را - گرچه قاتل ظالمى باشد - واجب مىكند :
( 3 ) 1 ) ابن ماجه « 23 » و ابو داوود « 24 » تقريبا با يك لفظ روايت مىكنند ، با اين عبارت كه از ابن ماجه نقل مىكنيم كه ابو ذر مىگويد : به رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - عرض كردم : آيا دست به شمشير نبرم و گردن آن كس را كه چنين كارى را كرد ، نزنم ؟ حضرت فرمود : تو با اين كارت با مردم شريك گشتهاى ، و لكن داخل خانهات بشو . گفتم : اى رسول خدا ، اگر دشمن داخل خانهام شد ؟
فرمود : اگر مىترسى برق شمشير چشم تو را خيره كند ، گوشهء عبايت را بر روى صورت خود بينداز و روى خود را بپوشان . او گناه تو و گناه خويش را در بر مىگيرد و از دوزخيان خواهد شد .
( 4 ) 2 ) همين دو نفر « 25 » نيز با لفظى نزديك به هم روايت كردهاند - با
هامش
( 23 ) سنن ابن ماجه 2 / 1308 .
( 24 ) سنن ابو داوود 2 / 417 .
( 25 ) سنن ابن ماجه 2 / 1310 ؛ سنن ابو داوود 2 / 416 .