كرد ؛ ولى در مواردى كه عمل و تلاش واجب است ، اين روايات مخالف با قواعد است ، زيرا اين روايات اطلاق دارد و دستورى عام و هميشگى مىدهد .
( 1 ) نظريّه دوم : رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - به خود فتنهها اشاره مىفرمايند با اين عبارت : « ستكون فتنة » ، نه اينكه به زمان وقوع فتنه اشاره كرده باشند - چنان كه نظريّهء اوّل مىگفت - بلكه مىبينيم در اين روايات اسمى از زمان برده نشده است . پس مقصود آن است كه آن كس كه در هنگام برافروختن آتش فتنه نشسته و كار نمىكند ، بهتر است از آن شخصى كه ايستاده و در آن شركت دارد ؛ و آن كس كه ايستاده ، بهتر است از آن كس كه به سوى آن مىرود ، و آن كس كه راه مىرود بهتر است از كسى كه به سوى آن مىدود ؛ زيرا هر چه شركت در فتنه كمتر باشد ، از فضيلت بيشترى برخوردار است .
( 2 ) قواعد عمومى با اين نظريّهء مطابقت بيشترى دارد ، زيرا همكارى و مشاركت در فتنه مستلزم انحراف و تباهى است ، و رسول خدا آن را براى امّت خويش نمىپسندد و امّت را نصيحت مىكند كه از آن به دور باشند ، ( و اين مطلب بسيار روشن است ) .
با اين معنى و برداشت ، اين روايات از رديف رواياتى كه دستور به عزلت و خانهنشينى مىدهند خارج مىشوند ، بلكه دستور به بركنارى از فتنه و انحراف را مىدهند ، نه اينكه دستور بركنارى از اقدام عليه فتنه و انحراف را بدهند . و بلكه ممكن است گفته شود كه اين روايات دليل بر جواز ، بلكه وجوب مخالفت با فتنه مىباشد ؛ زيرا گاهى تنها راه رهائى از فتنه همان قيام عليه آن است ، و طبق دستور رسول خدا ، هر كس هرگونه پناهگاهى براى فرار از فتنه ديد ، بايد به آن پناهنده شود .
( 3 ) براى اين نظريّه ، چندين قرينه در عبارات اين حديث وجود دارد :
قرينهء اوّل : عبارت « من تشرف لها تستشرفه » . مقصود از اين كلمه ، آن است كه هر كس خود را در معرض فتنه قرار دهد ، فتنهها بر او اثر گذاشته و او را به درون خود مىكشانند .
مىگوئى : « تشرفت للشيء » وقتى مشرف بر آن شوى ؛ و نيز « استشرف » :
تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 416
مساهمون: سيد حسن افتخارزاده
ص٤١٦