يعنى به پا خاست و در مقابل او قرار گرفت . و معلوم است كه بسيارى از مردم داراى بينش و تيزنگرى عميقى نيستند و همين كه مكتب و يا ايدهاى نو بر آنها عرضه شد ، اذهانشان متوجّه آن شده و درگيرى ذهنى پيدا مىكنند و شكوه و عظمتى براى آن مىبينند ، و در راهى قرار مىگيرند كه آن را تصديق نمايند . و اين حالت انگيزهاى براى انحراف آنها مىشود . و امّا آن عملى كه خود شخص و ديگران را از فتنهها حفظ مىكند آن كار و كوشش از مهمترين كارهاى اسلامى است . و بر طبق اين نظريّه ، روايات هيچگاه آن را نفى نكردهاند .
( 1 ) قرينهء دوم : كلمهء « السّاعى إليها » ( آن كس كه به سوى آن بشتابد ) . شتاب به سوى فتنه ، متضمّن آن است كه خود را در معرض آن و در مسير آن قرار دهد . و از اين عبارت مىفهميم كه مقصود از قيام و مشى در مسير آن همين است كه خود را در معرض آن قرار دهد . و با اين عبارت ، هيچ منعى و اعتراضى به اينكه كسى بخواهد در مقابل آن جهتگيرى كند وجود ندارد .
( 2 ) قرينهء سوم : عبارت « من وجد فيها ملجأ فليعذبه » در اين عبارت ، كلمهء « فى » به معناى « من » است كه گويا چنين فرمودهاند . آن كس كه از آن فتنه پناهگاهى جست . و به هر حال ، مقصود از اين عبارت ، همين است كه هر كس براى فرار از آن فتنه پناهگاهى جست و توانست آن را از بين ببرد ، انجام دهد ؛ زيرا لازم نيست كه حتما پناهگاه ، پناهگاه مكانى و جايگاهى مخفى به دور باشد ؛ بلكه هرگونه عاملى كه انسان را از فتنه و انحراف نجات دهد و او را دور سازد ، ملجأ و پناهگاه محسوب مىشود . و معلوم است كه ارتباط و پيوند با طرفداران حق و حقيقت و عمل بر طبق دستورات اسلامى ، خود بهترين پناه در مقابل امواج فتنهها و انحرافات مىباشد .
( 3 ) آرى ، اگر راه منحصر به فرد براى نجات از فتنه ، فرار و دورى از آن ، و رفتن به جاى امنى بود ، در اين صورت فرار لازم است ، به اينكه در جايگاه گوسفندان و شتران خود مخفى شود و به آنها بپيوندد ، چنان كه در تعبير روايت بود .
و شايد علّت اينكه اين گونه پناهندگى را مثل زدهاند ، بدان جهت بوده كه بسيارى از مردم در دوران غيبت كبرى از تعاليم اسلامى بىخبر هستند ، و عمق
تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 417
مساهمون: سيد حسن افتخارزاده
ص٤١٧