( 1 ) امّا جهاد دفاعى : وجوب چنين جهادى بر عموم مردم - چه اينكه در مرتبهء عالى اخلاص باشند يا نباشند - خود آموزندهء درس فداكارى و اخلاص و تحمّل ضرر به خاطر اسلام مىباشد ، و انسانها را آمادهء فداكارى در راه خدا مىكند . و تربيت و رشد شايستهاى به افراد مىدهد ؛ زيرا اصل تفكّر وجوب حفظ و پاسدارى از حريم اسلام ، در اذهان همهء مردم وجود دارد و آن را وظيفهاى بزرگ و الهى مىدانند ، چنان كه اين حالت ، خود محك آزمايشى است براى ديگر افرادى كه دست از جنگ و دفاع شسته و تن به ذلّت و خوارى و تحمّل هرگونه ظلم و ستم از سوى استعمارگران داده ؛ و يا اينكه اگر هم جنگ و پيكارى دارند ، نه به خاطر اسلام و مصالح مسلمين است ، كه اين گونه افراد به گونهاى بسيار نازيبا از امتحان خدائى مردود شده و از قافله انسانهاى وارسته عقب افتادهاند .
( 2 ) حال ، اگر اين دفاع از حريم اسلام مفيد واقع شد و دست كفّار و متجاوزين از حريم اسلام قطع شد ، فداكارى در راه خدا پيروز شده و تلاش اسلامى يك گروه اسلامى به نتيجه رسيده است ، و اگر شكست خورد و بار ديگر به دست كفّار و اجانب افتاد و سلطهء بيگانه بر او چيره شد ، مرحلهء ديگرى از امتحان و آزمايش خدائى شروع شده كه به صورت زندگى در زير سايهء كفر و استعمار و در مقابل هجوم افكار غير اسلامى و نظامات غير الهى در مىآيد ، كه وظيفهاى ديگر و به گونهاى مناسب بر او بار مىشود ، كه در مقابل آنها صفآرائى كند و مقابلهاى مناسب داشته باشد ، كه در اين صورت نيز گروهى موفّق شده و گروهى ديگر ناتوان و مردود مىشوند .
( 3 ) و به هر حال : كارها و برنامههاى اجتماعى اسلامى ، به هر دو گونه اصليش ( جهاد ، امر به معروف و نهى از منكر ) سهم به سزائى در برنامهريزى الهى دارد ، و خود محكى هستند براى عدم قبول بسيارى از مسلمين در اين امتحان ؛ آنان كه از زير بار اين تكليف شانه خالى كرده و به اين دو وظيفهء مهم عمل نكردند ، كه از غربال امتحان خارج شده و دچار ذلّت و خوارى و خسران مىگردند . و امّا در آن صورت كه كنارهگيرى از نظر تعاليم اسلامى واجب و يا جايز باشد ، آن هم نيز در برنامهريزى كلّى الهى دخيل بوده ، بدان معنى كه داخل بودن آن حالت در متن
تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 410
مساهمون: سيد حسن افتخارزاده
ص٤١٠