شرائط ظهور حضرت شركت داشته باشند .
و مقصود و غرض اصلى از تشريع تقيّه ، كه در قرآن و روايات معصومين - عليهم السلام - وارد شده است ، همين نگهدارى افراد و حفظ نيروهاى مفيد مىباشد . ( تفصيل بيشتر اين بحث را در نكتهء سوم آينده خواهيم گفت . )
( 1 ) تا اينجا ما توانستيم به مفهوم عزلت و نتائج آن اشاره كنيم ، و دانستيم كه مقصود از عزلت ، بركنارى كامل از مسائل اجتماعى و ترك عمل به وظيفهء اسلامى و گوشهگيرى نيست ؛ زيرا شركت در مسائل اجتماعى بسيارى از اوقات واجب شرعى و كنارهگيرى يكى از گناهان است . بلكه مقصود از آن ، بركنارى از كارهائى است كه واجب نيست و احيانا حرام مىباشد . و نيز دانستيم كه عزلت در مواردى كه مطلوبيّت دارد ، خود در برنامهريزيهاى الهى سهمى بسزا داشته و در ايجاد شرائط ظهور شريك است .
( 2 ) و به هر حال ، در هر يك از دو راه عزلت و عمل ، اگر كسى بخواهد فقط يك طرف را بگيرد نادرست است ، بلكه بايد وظيفه و دستور دين ، و اسلام را در مورد هر يك بشناسد ؛ اگر عمل و تلاش اجتماعى واجب و لازم بود ، اقدام كند ؛ و اگر در موردى عزلت و كنارهگيرى لازم بود ، از كارها بر كنار ماند ، تا با اين رفتار در امتحان خدائى موفّق شده و در حدّ خود شرائط ظهور را آماده سازد .
تا اينجا سخن ما در مورد نكتهء دوم در مقتضاى قواعد عمومى نسبت به جهاد يا عزلت پايان پذيرفت .
( 3 )
نكتهء سوم : عزلت و جهاد در دورهء غيبت از ديدگاه روايات
بيشتر اخبار و روايات - چنان كه قبلا گفتيم - بر لزوم عزلت و وجوب كنارهگيرى از مردم ، و رها كردن كارها و گفتگوهاى اجتماعى ، دلالت مىكنند . و در آيندهء ، دربارهء اينكه اين روايات تا چه اندازه با قواعد عموى تطبيق مىكنند بحث خواهيم كرد . اگر توانستيم جهت درستى بيابيم كه بتوان آنها را با آن قواعد تطبيق داد ، در اين صورت به آنها عمل كرده و روايات را مىپذيريم ، و الّا بايد آن روايات مخالف با قواعد را كنار گذاشت . و مخصوصا اگر از نظر سند