و انسان به وضوح و روشنى مىيابد كه تنها برنامه و نقشه براى ايجاد عدالت جهانى ، برنامههاى اسلامى است ، ( بحث در اين موضوع را به جاى مناسب خود واگذار مىكنيم . )
( 1 ) نتيجهء پنجم : تجربه و تمرينى براى فداكاريها و از خودگذشتگيها ؛ كه اين نتيجه از راه آزمايشات مكرّر و گوناگون ، چه به صورت اختيار يا به صورت اضطرار به دست مىآيد ، و از راه قانون دريافت و انتقال نسلها از يكديگر ، به آيندگان منتقل مىشود .
با در نظر گرفتن اين نتايج و بهرهها به خوبى مىبينيم كه دستورات مختلف جهاد و امر به معروف و نهى از منكر ؛ و در بعضى جاها كنارهگيرى ، چه اثر و نقش به سزائى در برنامهريزى الهى دارد ، اگر به آن دستورات عمل شود ، و يا نافرمانى آنها گردد ؛ كه در هر حالت ، اشكال مختلفى به شرح ذيل به خود مىگيرد :
( 2 ) و امّا يك انسان مسلمان با اخلاص ، كه ايمان و عقايدش او را وادار به پيروى از احكام اسلامى مىكند ، هر جا كه بايد دست به كار شود وارد مسائل اجتماعى مىگردد ، و در هر جا كه وظيفهاش سكوت و كنارهگيرى باشد ، دست از كارهاى اجتماعى مىكشد و كنارهگيرى را برمىگزيند .
چنين شخصى ، از آزمايش الهى سرفراز بيرون آمده و به موفقيّت دست يافته است ، و در ايجاد شرائط ظهور ، به تنهايى يا با كمك ديگران ، شريك است . او اگر در متن جامعه باشد ، در پى اصلاح حال مردم بوده و امر به معروف ، و از منكرات نهى مىنمايد . او از نزديك ، جنايات و سنگينىهاى ظلم و ستمى را كه بر امّت اسلامى و يا عموم افراد بشر وارد مىشود احساس مىكند ، احساسش را به ديگران نيز منتقل مىنمايد ، و به آنها مىفهماند كه تنها راه حلّ اين مشكلات ، برنامههاى عدالتبخش اسلامى است .
( 3 ) و اگر به هنگام وجوب جهاد ، دست به جهاد زند ، از آنجا كه اين وظيفهء مهمّ اسلامى به دو گونه انجام مىگيرد ؛ جهاد فرهنگى و جهاد نظامى ، او در هر دو مرحله اقدام مىكند :
تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 408
مساهمون: سيد حسن افتخارزاده
ص٤٠٨