تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 409

مساهمون:

ص٤٠٩
( 1 ) امّا جهاد فرهنگى : از آنجا كه دانستيم جهاد فرهنگى ، تنها آن نيست كه شخصى را وادار كنيم كه شهادتين را بر زبان جارى كند ، بلكه مىبايست كه به تمام دستورات و برنامه‌هاى اسلام كه فقها براى او تعيين مىكنند ، عمل نمايد ، و نظام اسلامى را در تمام زمينه‌هاى سياسى و اقتصادى و فرهنگى عادلانه‌تر و برتر از هرگونه نظامى بداند ، و اين مطلب را در قول و عمل براى ديگران نيز اثبات كند ؛ با توجّه به اين مطلب ، مىيابيم كه چگونه يك فرد مسلمان در مرحلهء جهاد فرهنگى و پيكار در ميدان انديشه و بينش ، پياده كنندهء برنامه‌هاى خدائى و نزديك كنندهء شرائط ظهور حضرت بقيّة اللّه - عجّل اللّه فرجه - مىباشد ؛ چه خود بداند و توجّه به اين نكته داشته باشد ، و يا نداشته باشد . ( 2 ) انديشمندان اسلامى ، ابتدا خود را به سوى كمال برده ، و ثانيا ديگر مسلمين را به سوى رشد هدايت و رهبرى مىنمايند ، و ثالثا ديگر انسانها را از حقيقت عدل اسلامى آگاه مىكنند ؛ و از سوى ديگر شبهات و اشكالات را از دامن اسلام مىزدايند ، و تمام اينها همكارى و شركت در ايجاد شرائط ظهور است ؛ زيرا همين فضاى فرهنگى و علمى كه آنها ايجاد كرده‌اند ، براى آگاهى مسلمانها نسبت به انديشه و نظريّهء حكومت عادلانهء جهانى اثرى بسزا دارد ، و آنان را مهيّاى دفاع از آن مىكند ، و ضامن پيروزى و غلبه آنان ، در مقابل مكتبهاى الحادى و انحرافى بوده ، و موجب مىشود تا به اخلاصى كه لازم است دست يابند ، و بالاخره در پايان كار ، افراد آزمايش شده و موفّق در امتحانات خدائى باشند . ( 3 ) و امّا جهاد رزمى و نظامى : اين گونه جهاد كه به منظور دعوت به اسلام است ، در صورت نبود رهبر و امام ، و در ايّام تمحيص و امتحان ( دوران غيبت ) مشروع نيست ؛ زيرا چنان كه دانستيم ، با نبود افراد مناسب و آزمايش شده و فقدان رهبرى معصوم ، چنين وظيفه‌اى تشريع نشده است ، بلكه مىبايست آن مقدّمات انجام گيرد ، تا اين وظيفه مقرّر شود . چنين جهادى كه خود مترتّب بر تمحيص و آزمايش است ، نمىشود كه موجب و انگيزهء آن باشد و مقدّمه‌اى براى آن به حساب آيد .
تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 409 | سيد حسن افتخارزاده / السيد محمد الصدر