تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 41

مساهمون:

ص٤١
2 ) در اخبار جوابى براى آن وارد نشده است . حال در مورد هر يك از اين دو صورت جداگانه سخن خواهيم گفت : ( 1 ) صورت نخست : هنگامى كه پاسخ سؤال تاريخى در اخبار موجود باشد ، بايد با ديدى ژرف و تيزبين و نقّاد به آنها نگريست و روايات را بر قواعد و قوانين و اصول عقلى موجود عرضه داشت . در اين صورت يا طبق آن قواعد است و يا بر خلاف آنها ، و در هر دو حالت يا در اخبار معارضى براى آنها هست يا خير . بنابراين براى پاسخ چندين حالت پيش مىآيد : ( 2 ) حالت اوّل : اوّلين حالت اينكه مضمون خبر و يا چندين روايتى كه شايسته حلّ مشكل مىباشند با آن قواعد عقلى و اصول علمى سازگار بوده و روايت معارضى نيز وجود نداشته باشد ، كه در اين صورت آن را پذيرفته و بدان معتقد مىشويم . مقصود ما از سازگارى با قواعد ، صرف منافات نداشتن مضمون خبر با آنهاست ، بدين معنى كه يك قاعده و قانونى كه آن روايت را نفى كند و يا دلالت بر بطلان آن نمايد وجود نداشته باشد . و ليكن سازگارى بدين مفهوم كه مضمون و مفاد قاعده با روايت يكى باشد لزومى ندارد ؛ و بلكه احتمال هم ندارد ، چرا كه شأن قواعد و قوانين عمومى عدم تعرّض به موارد خاصّ و ويژگيهاى تفصيلى است . پس از اينكه اين گونه عدم تعارض و منافات مشاهده گرديد ، ميزان صحت مضمون خبر به ميزان اعتبار و وثاقت راوى و پيوستگى با مدلول و تعدّد نقلهاى تاريخى و وجود شواهد و قرائن صحت ، و مانند آن ، بستگى دارد . بدين ترتيب بايد اخبار را گردآورى كرد ، و به موارد اتفاق و اختلاف آنها نگريست ، و آنچه را بعضى از اخبار در بيان آن متفردند در نظر گرفت تا يك نظريّه كامل همه جانبه را كه ساير روايات نيز بر آن دلالت مىكنند و هيچ يك از آنها با آن منافاتى ندارند ، نتيجه‌گيرى نمود ، تا اينكه اين برداشت يا نظريّه جوابى شافى و كامل از پرسش تاريخى و يا اشكال مطرح شده ، باشد . ( 3 ) حالت دوم : دومين حالت اينكه مضمون خبر با روايتى معارض نباشد ، ولى با قواعد