تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 39

مساهمون:

ص٣٩
درست درك نكردن راوى و انحرافى است كه بعضى از راويان در اثر عوامل شرّ حاكم ، با آن خوى كرده و زندگى مىكردند . لذا بايد اخبار را با احتياط پذيرفت و به ديدهء نقّادى به آنها نگريست . ( 1 ) عامل سوم : اغلب و بلكه همگى اخبارى كه مىتوان به عنوان تاريخ از آنها استفاده كرد ، بصراحت اشكالات وارده را طرح نكرده و بروشنى پاسخى براى آنها نگفته‌اند ؛ بلكه با روش و اسلوبى خاص هاله‌اى از قدس و پيچيدگى پيرامون حضرت كشيده‌اند ، بطورى كه اصلا نمىتوان به خود اجازه سخن گفتن درباره حضرت داد و يا از حالات آن حضرت پرسشى كرد ، و گويا مىبايست گونه‌اى از زندگى براى حضرت قائل شد كه ديگر سؤالى نبايد طرح كرد ، و اگر پرسشى باشد جوابى در اين مورد وجود ندارد . از اينجاست كه پژوهشگر مجبور مىشود از پشت پرده‌هاى حوادث بوئى بكشد و به نشانه‌ها و دلايل بسيار دور نظر افكند ، و بكوشد با در نظر گرفتن همهء اخبار به يك برداشت همگانى و جامع و يكنواخت و بنا شده بر اساسى صحيح از نظر قواعد اسلامى ، دست يابد . ( 2 ) عامل چهارم : هماهنگ نبودن ساير برادران اسلامى در اين عقيده با ما . آنان با اينكه روايات ميلاد و ظهور حضرت مهدى - عليه السلام - را نقل كرده‌اند ، ولى در مقابل اخبار غيبت كبرى لب به سخن نگشوده‌اند ، بجز در برخى از موارد نادرى كه اخبار ديدارشان را با آن حضرت در دورهء غيبت ذكر كرده‌اند . البته عذرشان در اين زمينه از لحاظ اعتقادى روشن است ، زيرا وجود آن حضرت را در اين دوران باور ندارند و بلكه اكثريّت آنها گفته‌اند كه حضرت مهدى - عليه السلام - در زمانى كه نزد خداوند معلوم است متولّد مىشود تا زمين را همانگونه كه پر از ظلم و جور شده است از راست و عدل آكنده سازد . و امّا ما ، هنگامى كه بر امكان و تحقق و وقوع حيات آن حضرت اقامه دليل نموديم ، دريچه گفتگو دربارهء غيبت كبرى رويمان گشوده شده ، به آسانى