مىتوانيم دربارهء حقايق و خصوصيّات تاريخى آن بحث كنيم . البته اين دليلى كه بدان اشاره شد در اجزاء آينده اين مجموعه عرضه خواهد شد ، و جهات تاريخى بحث همان است كه در اين كتاب بررسى مىنمائيم .
( 1 ) در اين زمينه مدارك ما تقريبا منحصر است به همان اخبارى كه از طريق راويان شيعه رسيده است ، ولى البته در صورتى كه روايات عامّه را هم كه از جهت عين الفاظ و يا در معنا با آنها مشترك مىباشند ، بر اين احاديث بيفزائيم ، بدون ترديد تعداد اين احاديث بسيار بيشتر مىشود . امّا در عين حال اين مسأله به هدف ما چندان خللى وارد نمىسازد ؛ زيرا مقصود اصلى ما اثبات تفكّر و نظريّه درست و راستين دربارهء حضرت مهدى - عليه السلام - است ، به همانگونه كه پيروان حضرتش باور دارند و لازمهء اصول عقلى و اسلامى است و از هرگونه كژى و خرافه بدور مىباشد ؛ تا آنان كه از اين اعتقاد شناختى ندارند - از هر گروه و دستهاى از آدميان باشند - ارزش انديشه و عقيده شيعه اماميّه را دربارهء عدالت و جهانگسترى اسلامى حضرت مهدى - عليه السلام - بشناسند .
با در نظر گرفتن اين هدف ، شايسته چنان است كه فقط به همان رواياتى كه از طريق خود ما نقل شده است و نيز سخنان مورّخين خود بسنده كنيم ، تا صورت مطلوب از لابلاى آن روايات و تواريخ بدست آيد و زيادتى و تحريفى در آن نباشد . و اندكى هم از اخبار اهل سنّت را كه مناسب با تاريخ اين دوران باشد به روايات خود مىپيونديم ، چرا كه آن اخبار نيز هنگامى كه پس از تمحيص و پاكسازى صحت آنها ثابت شود ، مىتوانند مورد استدلال و اعتماد قرار گيرند .
( 2 )
راه آسانسازى دشواريها
: طريق حلّ مشكلاتى كه از عوامل چهارگانه فوق ناشى مىشود ، بدست گرفتن يك روش معيّن و قاعدهاى كلّى است كه در همه جا قابل تطبيق و استفاده باشد و بر اساس آن بتواند پاسخ كامل هر سؤالى را پيدا كرد .
و خلاصهء روشى كه طبق آن حركت خواهيم كرد اينست : پرسشى كه دربارهء تاريخ پيش مىآيد دو صورت دارد :
1 ) در روايات پاسخى براى آن وجود دارد .