آن بدست مىآيد ، نابودى حق و حقيقت و از بين رفتن مردان خدا است ، بلكه اين اثر از آنجا به دست مىآيد كه يك انسان مسلمان وقتى شاهد ظلم و ستم مىباشد و كژى و انحراف را به چشم خود مىبيند ، و خود را رو در روى آنها مشاهده مىكند ، نتايج و تجربيّات مختلفى براى او ايجاد مىشود :
( 1 ) نتيجهء اوّل : از ظلم و انحراف عبرت مىگيرد ، و آن را يك نمونهء زشت مىبيند كه بايد از آن دورى گزيده از سنخيّت با آن پرهيز كند . زيرا ظلم با هر انگيزه و فلسفه و ويژگيهاى اخلاقى و سلوكى كه داشته باشد ، در عين حال هرگز نخواهد توانست خود را بپوشاند و معايب و نقايص خود را مستور دارد . بلكه به زودى در نتيجهء آزمونها و تمحيصها يكى پس از ديگرى اسلوبها و ظروف آن ، و نيرنگها و نقاط ضعفى كه بر آنها پايهگذارى شده ، آشكار مىگردد .
در زمان ما ، كافى است كه به دستاندركاران اين ظلم و ستمها بنگريم .
مىبينيم كه چگونه پيوسته در فكر تغيير و دگرگون كردن چهرههاى نازيباى ظلم خود افتاده و هر لحظه آن را به شكلى اشتباهانداز درمىآورند ، و سعى مىكنند كه رسوائيهايش آشكار نشود . بنابراين ، هرگونه فكر انحرافى ، اگر ترميم و اصلاح نشود ، خود رشد فرهنگى و تمدّن انسانها در رو كردن چهرهء نازيبا و اعلام رسوائى آن كافى است .
( 2 ) نتيجهء دوم : نقشهها و طرحهائى كه بشر مدّعى بوده كه اگر اجرا شود مىتواند صلاح و سعادت به بار آورد ، يكى بعد از ديگرى ، وقتى اجرا شد و كارى را از پيش نبرد ، براى همه معلوم و آشكار مىشود كه اين گونه طرحها و پيشنهادها و نظريّهها ، نمىتواند سعادتآفرين باشد .
خداوند متعال ، با نشان دادن عجز و ناتوانى تمامى مكاتب و نظريّات انسانى ، پيوسته انسانها را تحت تربيت خود به پيش مىبرد ؛ و وقتى كه از اجراى تمامى اين برنامهها مأيوس شد ، راه حلّ نهائى براى گشودن تمام مشكلات و دستيابى بر تمامى دشواريها را به او مىنماياند .
در اخبار و روايات ، با كمال وضوح و روشنى به اين مطلب اشاره شده است :
تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 406
مساهمون: سيد حسن افتخارزاده
ص٤٠٦