مَوْطِئاً يَغِيظُ الْكُفَّارَ وَ لا يَنالُونَ مِنْ عَدُوٍّ نَيْلًا إِلَّا كُتِبَ لَهُمْ بِهِ عَمَلٌ صالِحٌ إِنَّ اللَّهَ لا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ
« 13 » ( 1 ) بنابراين در صدق مفهوم جهاد و عمل صالح ، كافى است كه به دشمن آسيبى برسد و كفار از كارى به خشم آيند ، چه اينكه اين عمل از راه يك حركت مثبت و متحرك ، و يا يك كار منفى و ساكت باشد .
چنان كه در صدق مفهوم امر به معروف و نهى از منكر نيز ، گاهى اصلاح امور جامعه و جلوگيرى از يك منكر ، مترتّب بر كنارهگيرى و يك حركت منفى است ، كه در اين صورت كنارهگيرى و سكون واجب خواهد بود . و شايد از مهمترين نمونههاى اين مطلب اين آيهء شريفه باشد :
وَ اللَّاتِي تَخافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَ اهْجُرُوهُنَّ فِي الْمَضاجِعِ
« 14 » كه اين دورى گزيدن و كنارهگيرى ، خود نوعى بازدارى از نافرمانى زن سركش و متمرّدى است كه از دستورات شوهر خود سرپيچى كرده است .
ما ، در تاريخ ، شاهد آثار و رهآوردهاى مهمّى از نوع مبارزه منفى مىباشيم ، كه از مبارزات مثبت دستكمى نداشته ، بلكه در مواردى آثار بيشترى در برداشته است .
( 2 ) حالت چهارم : آنجا كه انسان ، از خود اطمينان نداشته و بترسد كه پايش بلغزد و تحت تأثير انگيزههاى شخصى و يا تهديد ستمكاران ، و يا روياروئى با افكار و انديشههاى غير اسلامى قرار گيرد و از راه منحرف شود .
( 3 ) در چنين مواردى ، مىبايست از عوامل واداركننده به انحراف و كژى دورى جست ، و به خاطر حفظ عقيده و رفتار بر طبق دستورات اسلامى از شركت در جامعه و كارهاى اجتماعى خوددارى كرد . در جائى كه انسان نيروى كافى براى ايستادگى در مقابل فشارهاى وارد از محيط و اجتماع ندارد ، خود كنارهگيرى وظيفهاى است الهى .
هامش
( 13 ) توبه / 120 . ترجمهء آيه در ابتداى همين مبحث در پاورقى ذكر شد .
( 14 ) نساء / 34 : و آن زنانى كه از سركشى آنان مىترسيد ، پس آنان را اندرز دهيد و از آنان در خوابگاهها كنارهگيرى كنيد .