تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 378

مساهمون:

ص٣٧٨
اجازه خداوند متعال ، و اين ظهور بعد از زمانى طولانى و تيرگى دلها خواهد بود . . . » ، زمان طولانى ، معنايش گذشتن چندين سال است ، بلكه ده‌ها سال بايد طول بكشد تا آن دوره به سر آيد ، نه آنكه انتظار ظهورى فورى را داشته باشيم . ( 1 ) البته مفهوم طول زمان ، نسبت به تصور اشخاص و افراد ، و سطح بينش فرهنگى و عقلانى آنها فرق مىكند . وقتى يك شخص معمولى اين كلمه را مىشنود ، در ذهن او طول زمان فقط شامل چندين سال مىشود ، مخصوصا وقتى مىشنود كه ظهور وابسته به اجازه خداوند است ، و خود شاهد گرفتگى دلها و گسترش ظلم و فساد در روى زمين مىباشد ، بنابراين خيلى ساده و معمولى است كه در آن زمان و با آن جوّ حاكم بر افكار ، اشخاص عادى مقصود از طول زمان را همان چند سال بگيرند و نيازى نيست كه آن مردم بدانند مقصود از طول زمان ، زمانى بيش از هزار است ، چنان كه ما از اين كلمه امروزه درك مىكنيم و مىفهميم . كيفيّت تطابق انتظار ظهورى ناگهانى با علائم و شرايط ظهور ( 2 ) اگر كسى بگويد : انتظار ظهور فورى ، با ديگر علائم ظهور و شرايطى كه براى روز موعود گفته شده است ، سازگار نيست ؛ زيرا وقتى ظهور وابسته به پديد آمدن آن شرايط است ، انتظار ظهور پيش از پيدايش آن شرايط ، انتظارى بىجا و بىمورد است ، و بايد مفهوم انتظار به همان مفهومى كه در صدر اسلام در بين مسلمانها رايج بوده برگردد ، با يقين بر اينكه ظهور در آن زمان واقع نخواهد شد . ( 3 ) اين اشكال ، مشابه همان ايرادى است كه در مرحله سوم ( عصر غيبت صغرى ) وارد شده بود ، و جواب هم همان پاسخ آنجا است . و خلاصه آن اين است كه علائم و نشانه‌ها در هر زمانى ، احتمال وقوع آنها مىباشد ، و امكان دارد كه بعد از پيدايش آنها حضرت بلافاصله ظاهر شود . شرايط ظهور نيز ممكن است كه در هر زمانى و هر ساعتى ايجاد گردد ، و ما گفتيم كه هر كس اين احتمال را در ذهن خود بياورد ، انتظار براى ظهور فورى نيز برايش مفهوم خواهد داشت . ( 4 ) اگر كسى بگويد : ما دانستيم كه شرط اساسى و اصلى ظهور ، كه به اين زوديها هم محقّق نمىشود ، همان تمحيص و آزمايش افراد است ، و ما به چشم